قصهها ، 1 / 128 : از پس اندرزى كه اندرز كنند بدان يا اوامى نه گزند درآرنده .
در اين آيهء بلند ( نساء / 12 ) ، دوبار ديگر نيز كلمهء اوام تكرار شده ، اما در قصهها به وام تغيير يافته . جالب توجه آنكه شكل اوام ظاهرا همين يكبار در قصهها آمده است و بعيد نيست جاىهاى ديگر را ناسخ به شكل معمول در زمان خود تغيير داده باشد .
دروغ بافتن در ترجمهء افتراء :
ترجمهء رسمى ، 4 / 880 : و آنك مىفرابافد دروغ .
قصهها ، 1 / 526 : بدرستى كه فرابافند دروغ .
پژول در ترجمهء كعب :
ترجمهء رسمى ، 2 / 375 : مسح كنيد بر سرهاى شما و پايهاى شما سوى پژول .
قصهها ، 1 / 196 : مسح كشيد بر سرهاى شما و پايهاى شما تا به دو پژول .
فاوا در ترجمهء خلاف :
ترجمهء رسمى ، 4 / 992 : هر آينه ببرم دستهاى شما و پايهاى شما از فاوا .
قصهها ، 2 / 624 : هر آينه كه ببرم دستهاى شما و پايهاى شما فادوا [ دست راست و پاى چپ ] .
اين كلمهء نسبتا نادر ، در فرهنگها نيست و همان يكبار در دو كتاب بالا آمده . اما كلمه و ترجمهء آيه ، يكبار ديگر در داستان رفتن موسى به طور سينا ، عينا تكرار شده . اين داستان كه در قصص ، ص 255 مذكور است ، از نسخهء قصهها حذف شده . نكتهء جالب توجه در مثالهاى بالا آن است كه هردو كتاب آنها را به ازاى كلمهء معين و واحدى از قرآن كريم آوردهاند ، آنچنانكه پندارى ابو بكر عتيق ، با آنكه به مهجورى و كهنگى كلمه واقف بوده ، باز همانها را پسنديده و در ترجمهء خود حفظ كرده است .
علاوه بر اين ، انبوهى كلمهء كهن و نادر ، يا شكلهاى گويشى يافتهايم كه در ترجمهء رسمى و قصهها ، و نيز برخى كتابهايى كه پيش از اين بررسى كردهايم ، مشتركاند .
اينك چند نمونه نقل كرده و به مقايسه با ترجمهء رسمى بسنده مىكنيم :
( شمارههاى اول ، ترجمهء رسمى است و شمارههاى دوم ، صفحات قصص و نه قصهها .
علت اشاره به قصص آن است كه اين كتاب ، داراى فهرست كلمات نادر است ) .
آب دستان : 7 / 1795 - 449 .
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: آذرتاش آذرنوش
ص١٤٧