آسانى درمىيابيم كه چگونه در زبان فارسى ، پس از يك قرن و نيم تحول ، ساختار عبارات اندكى فرق كرده ، برخى كلمات كهنه از ميان رفته و انبوهى كلمه و اصطلاح عربى به زبان فارسى وارد گشته است . حال اگر ترجمههاى قرآنى دو كتاب را باهم بسنجيم ، درمىيابيم كه تفاوت ميان نثر دو كتاب ، سخت اندك است : شيوهء مترجمان در مقابل آيات الهى ، كاملا به هم شبيه است و هيچ كوششى در جهت فارسى ساختن عبارات ترجمه نشده است ، ساختار عبارات در دو كتاب سخت به هم شبيهاند ، چگونگى استعمال برخى الفاظ و بخصوص ضماير در حالت مضاف اليهى ، پس و پيش نهادن قيدها و تركيبات با حروف اضافه ، بهطور كلى همهء اعضاى جمله در هردو كتاب يكى است .
تشابه آنچنان است كه شايد بتوانيم هرآنچه را در باب ترجمهء قرآن در ترجمهء رسمى ذكر كرديم ، دربارهء قصهها نيز تكرار كنيم . در مجموعهء واژگان ترجمهها هم نسبت به نثر تفسير ، احساس كهنگى شديد مىشود . همهء اين تشابهها ، ما را بر آن مىدارد كه با اعتماد تمام ، ترجمهء ابو بكر عتيق را در حوزهء تأثير ترجمهء رسمى قرار دهيم . بدينسان كه گويى ابو بكر عتيق هنگام ترجمهء آيات قرآنى ، ترجمهء رسمى را پيش روى داشته ، هرجا ترجمه را مىپسنديده ، عينا نقل مىكرده و هرجا احساس مىكرده كه مترجمان به راه خطا رفتهاند ، يا بنا به مذهب خويش آيهاى را فهميدهاند ، و يا آنكه اساسا ترجمه شيوا نيست ، آن را تغيير داده است . نتيجهء اين پيروى - يا اين تقليد گاه به گاه - آن است كه نثر ترجمهء ابو بكر عتيق به نثر تفسير رسمى كاملا شبيه است و از زبان مردمان سدهء پنجم به دور .
اينك ، براى آنكه شيوهء اين ترجمه ، و نيز مقدار تشابه آن با ترجمهء رسمى آشكار شود ، تعدادى از آيات سورهء صافات را از دو ترجمه ، باهم مقايسه مىكنيم .
در آيات زير ، تشابه دو ترجمه بسيار و گاهى صددرصد است ( الف - ترجمهء رسمى ؛ ب - قصهها ) .
آيهء 6 .
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ
الف ، 6 / 1517 - كه ما بياراستيم آسمان اين جهان بآرايش ستارگان .
ب ، 2 / 926 - بدرستى كه ما بياراستيم آسمان نزديكترين را بآرايش ستارگان .