قرآنى نيز اصلاحاتى صورت گرفته و كلمات و توضيحاتى بر آنها افزوده شده است .
ظاهرا نسخهء تربت شيخ جام بر نسخهء تفسير اين مزيت را دارد كه به نگارش اصلى ابو بكر عتيق نيشابورى نزديكتر است ، يعنى هردو كتاب ، دستكارى شدهاند ، اما نسخهء تربت شيخ جام ، كمتر . زيرا خصوصيات لغوى و گويشى در بعضى نسخههاى تفسير جسته و گريخته ديده مىشود ، حال آنكه در نسخهء تربت شيخ تقريبا مستمر و يكنواخت است ( مثلا ، پيشوند فرا ، فرو در سر بسيارى از افعال ؛ يد به جاى ى در آخر فعل ماضى ؛ ب به جاى گ : برويدن به جاى گرويدن ، بستاخ به جاى گستاخ ؛ ب به جاى ف : زفان به جاى زبان ؛ و به جاى ب : وى نياز به جاى بىنياز ؛ ف به جاى خ : درفشان به جاى درخشان . . . نك مقدمهء قصص ، ص 24 ) . ناسخ اين كتاب نيز مانند ابو بكر عتيق اهل نيشابور بوده و حدود صد سال پس از تأليف تفسير ، يعنى در 584 ق . آن را تحرير كرده است ( مقدمهء مهدوى ، ص 18 - 20 ) .
ابو بكر عتيق در مقدمهء تفسير خود ، توضيح داده است كه چرا قرآن كريم را به پارسى برگردانده و چرا تفسير را نيز به پارسى نهاده است . نقل چند سطر از اين مقدمهء زيبا ، چگونگى نثر او را نيز نشان مىدهد :
« . . . كسى كه تفسير كتاب خداى عز و جل خواهد خواندن ، وى را مقدماتى از پيش ببايد دانستن و آن چهارده چيز است . . .
افتتاح : بدانيد عزيزان من كه ما اين تفسير را از بهر آن بپارسى كرديم كه از ما چنين خواستند تا نفع آن عامتر بود [ همه را ] و نيز تا خوانندگان توانند كرد قرآن را به عبارت پارسى ، « چه اگر بتازى كرديمى ، آن را معلمى ديگر بايستى تا ترجمه مطابق و موافق بودى ؛ و مقصود مهين از تفسير قرآن اولا ترجمه و عبارت نكوست ، آنگه معانى و شأن نزول و اقاويل مفسران و تلفيق آيات و حل مشكلات . و نيز قرآن را به هيچ لفظ تازى عبارت نتوان كرد نكوتر از آنكه خود ظاهر نظم قرآنست و حاجت كه هست ، بيشتر بترجمهء پارسيست درخور ظاهر قرآن و معظمترين چيزى در رفع و وضع اين تفسير ، فوايد خوانندگان است و فوايد شنوندگان است و نگرندگان ، تا ما را دعا كنند . . . و حق واجب گردانيدن آنكس را كه اين تفسير خواند يا نبيسد يا نگرد يا شنود ، آنست كه نام ما ياد كند و ما را بدعاى خير شاد كند . » ( مقدمهء قصص ، 6 - 7 ) .
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: آذرتاش آذرنوش
ص١٤٠