1 . ترجمههاى قرآن پارس در بسيارى از جايها با ترجمهء رسمى مشابه است ، چندانكه مىتوان پنداشت مترجم ، ترجمهء رسمى را پيش روى داشته و هرجا عيبى در كار نمىديده ، عينا آن را نقل كرده است .
2 . زمان و مكان اين ترجمه ، البته با زمان و مكان ترجمهء رسمى فاصله داشته ، به همين جهت ، آثار گويش مترجم در كارش هويداست . و نيز به حكم زمان ، كلمات عربى را اندكى بيش از ترجمهء رسمى به كار برده است .
3 . نوع برداشت مترجم از آيات الهى گاه با ترجمهء رسمى تفاوت فاحش دارد و همين امر به اختلاف در شيوهء ترجمه مىانجامد .
4 . ساختار جملههاى فارسى ، تحول محسوسى به سوى سلامت دستورى نيافته ،
5 . مترجم غالبا كلماتى افزون بر متن عربى در عبارات خويش آورده كه به قصد توضيح و تفسير بوده است .
6 . در بسيار جايها ، متن فارسى پارس ، به متن نسخه بدلهاى ترجمهء رسمى نزديكتر ، و گاه عينا همان نسخههاست ، اين امر ثابت مىكند كه آنچه به عنوان نسخه بدل در حاشيه چاپ يغمائى آمده ، در واقع اصل است و متون انتخاب شده بايد در حاشيه قرار گيرند .
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: آذرتاش آذرنوش
ص١٣٧