تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
نزديك‌تر احساس كنيم . اما اين تشابهات ، براى تعيين تاريخ نگارش اين كتاب‌ها ، ابزار كافى و زورمندى نيست . زيرا ممكن است مردى خراسانى در قرن ششم در زبان محلى خود كه از چندين قرن پيش رايج بوده ، كتابى بنگارد و يا ترجمه كند كه از نظر لغت و حتى ساختار نحوى ، به زبان گذشتگانش سخت شبيه باشد ؛ علاوه بر اين ، به هيچ وجه نمىتوان تأثير آثار گذشته را ناديده گرفت . ما پيش از اين ديديم كه قرآن شمارهء 4 كه به گمان ما لا اقل دو قرن پس از ترجمهء رسمى تأليف شده ، از نظر ترجمه آيات قرآنى هيچ تفاوت عمده‌اى با ترجمهء رسمى ندارد . با اين همه گاه محقق اميد بر آن مىبندد كه برحسب درجهء پختگى و استحكام ساختار دستورى ، يعنى با در نظر گرفتن تحول و تكامل نثر فارسى ، محدودهء زمانى هر تأليف را حدس بزند . اگر اطمينان يابيم كه متون كهنهء ما دستكارى نشده‌اند ، اين كار - علىرغم خطر و دشوارى بسيار - تاحدى معقول به نظر مىرسد ، بخصوص كه اگر كتاب به روش عالمانه‌اى چاپ شده باشد . در ترجمه تفسير رسمى ديديم كه چقدر احتمال تحريف مىرود و چقدر آن كتاب نيازمند چاپ علمى است . در مورد عشر و نيز كمبريج كه پيش از اين بررسى كرديم ، خطر تحريف بسيار اندك و شايد نامحتمل باشد . از اين‌رو ، با توجه به نثر پخته و استوار كتاب و قاطعيت مترجم در گزينش معادل‌هاى فارسى ، ما بهتر آن ديده‌ايم كه اين ترجمه را پس از تفسير رسمى ، پاك ، بخشى و كمبريج قرار دهيم . دكتر متينى در مقدمهء كتاب ، همهء خصايص گويشى و صرفى و برخى جوانب نحوى را به تفصيل مورد بررسى قرار داده است ؛ كلمات كهن و نادر آن همه استخراج شده است . اما او بحثى بر كتاب افزوده كه كار ما را از يك جهت آسان كرده است . وى ميان اين كتاب و كمبريج از يك سو ، و پاك از سوى ديگر برخى وجوه اشتراك يافته و ذكر كرده است ؛ سپس آنچه را كه ميان هر سه كتاب مشترك است ، جداگانه آورده است ( صص 17 - 22 ) . متأسفانه اين مشتركات ، با همهء اهميتى كه دارند ، به مباحث لغوى و اندكى هم ابدال‌هاى گويشى منحصر است ، مثلا : وجوه اشتراك عشر با پاك : بنك - نوعى بيمارى پوستى ؛ افدر - عمو ؛ نياكان - دايىها . عشر و پاك هردو از « خواجهء امام » نقل قول كرده‌اند ، هردو ، تعدادى كلمهء مهجور كه احيانا در جاى ديگرى نمىتوان