گرفتار خود سانسورى هستند .
گروه دوم كسانى هستند كه مطلب را به صورتى نقل مىكنند ، ولى براى آن يا معارضى به ميان مىآورند و يا در سند و يا در دلالت آن بر فضيلت بودن و يا دال بر استحقاق جانشين رسول خدا بودن خدشه وارد مىسازند .
گروه سوم ، هم مطلب را نقل مىكنند و هم آن را از فضائل اهل بيت بشمار مىآورند ، ولى از دلالت آن بر استحقاق امامت ، يا سكوت مىورزند و يا در دلالت آن اشكال مىكنند .
گروه چهارم كسانى هستند كه در سند و يا دلالت اين قبيل احاديث اشكالى نمىبينند ، ولى مىگويند عمل اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه پس از آن حضرت ، على عليه السّلام را به عنوان جانشين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نپذيرفتند دليل بر اين است كه اين روايات بايد بگونهاى توجيه شود .
تصديق مىكنيد كه هر چهار گروه دچار لغزش شدهاند ولى شدت لغزش هر گروه ، بيشتر از گروه بعدى و غير قابل اغماضتر است و ما در اين مقال درصدد آنيم كه بدانيم ابن جرير طبرى در كتاب تفسيرش جزو كدام يك از اين چهار گروه است .
* مرحوم ملا محسن فيض كاشانى در مقدمه سوم از مقدمات دوازدهگانه تفسير صافى ، رواياتى از امير مؤمنان على عليه السّلام و امام باقر عليه السّلام از كتاب كافى شيخ كلينى و تفسير عياشى نقل مىكند كه مضمون آنها اين است كه بخشى از آيات قرآن مجيد دربارهء اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يعنى على و فاطمه و يازده فرزند معصومشان نازل شده است .
* گروهى از دانشمندان شيعه و سنى درصدد جمع آورى اين قبيل آيات برآمده و كتابها و رسالههايى در اين زمينه تأليف كردهاند . دانشمند گرامى جناب آقاى سيد احمد حسينى اشكورى در مقدمه چاپ اول رسالهء « ما نزل من القرآن فى اهل البيت عليهم السّلام » تأليف حسين بن حكم حبرى نام چهل و چهار اثر از اين قبيل تأليفات را ياد كرده است . و دانشمند گرانقدر جناب آقاى سيد محمد رضا حسينى جلالى در
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: رضا استادى
ص٢٦٨