و اين كه مىگويند فلان حديث جعلى است در بسيارى موارد مقصود اين است كه سندش جعلى است و الّا خود حديث با سند ديگر در كتب ديگر وجود دارد .
معارف و فقه شيعه متّكى به قرآن و حديث است . همانطور كه قرآن را معتبر مىدانيم و مىگوييم در طول تاريخ دست نخورده است ، حديث را هم در حدّ خود معتبر مىدانيم .
زيرا در حديث هم مشايخى بودهاند كه املاء و مقابله و قرائت مىكردند و هرج و مرج نبوده است .
* * * در مقايسهء اين كتاب با تفسير تبيان و مجمع بايد گفت تفسير طبرى طول و تفصيل فراوان دارد . مثلا اگر آنها در ذيل سورهء كوثر مىگويند روايت داريم كه : نهر في الجنّة ، الخير الكثير ، النبوة و القرآن ، اينها را در عبارتى كوتاه مىآورند اما در تفسير طبرى حدود سه صفحه است در حالى كه مطلب اضافهاى هم ندارد .
تفسير طبرى تلخيص هم دارد از يكى از علماء قرن چهار و پنج كه در دو جلد در سال 1390 در مصر چاپ شده است .
تفسير و تاريخ طبرى هر دو در همان قرن چهارم ترجمه شده است . و اهل ادب فارسى به آنها افتخار مىكنند و مىگويند يكى از آثار ادبى قديمى ارزنده ما است .
ترجمه تاريخ طبرى به تاريخ بلعمى معروف است كه چاپ شده و ترجمه تفسير هم در هفت جلد چاپ شده است .
و نيز تفسير و تاريخ طبرى ، در اين اواخر هم مجدّدا ترجمه شده است .
تاريخ طبرى را ، ابو القاسم پاينده ( مترجم معروف قرآن ) ترجمه كرده است . وى در ترجمه كردن فرد ماهر و زبردستى بود .
قسمتى از تفسير طبرى هم توسّط يكى از فضلاء حوزه علميهء قم ترجمه شده است و توسّط كتابفروشى دار العلم منتشر شده است .
و نيز گفته شده كه به زبانهاى انگليسى و فرانسه هم ترجمه شده است .
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: رضا استادى
ص٢٦٦