همان است با قدرى اضافه . خبر اين تفسير روش دارد ، اين تفسير ابتكارى است ، و خودش مستقلا بر يك اساسى و روشى استوار است ، اين است كه همه به آن نياز دارند . يعنى كسى كه « منهج الصادقين » را مىخواند ، ممكن است وقتى به او بگوييم « مجمع » را هم ببين ، بگويد ، نه ديگرى نيازى نيست . بيشتر حرفهاى مجمع در منهج هست . يا اگر « تبيان » را مطالعه مىكند ممكن است بگويد ديگر من منهج الصادقين را لازم ندارم ، امهات مسائل در تبيان هست . ولى الميزان اين جور نيست ، يعنى كسى كه مجمع را ديده باشد بايد الميزان را ببيند ؛ تبيان را ديده باشد بايد الميزان را ببيند ؛ منهج را ديده باشد بايد الميزان را ببيند ؛ كشّاف ، المنار و تفسير مراغى را ديده باشد باز بايد الميزان را ببيند . الميزان يك تفسيرى است كه تكرارى نيست ، چون تكرارى نيست و با ابتكار نوشته شده و مستقل نوشته شده است جا دارد كه همه را به خودش جلب و جذب كند ؛ اين خصوصيت اول آن بود .
دوم : كاربرد داشتن . اين خصوصيت خيلى مهم است و شايد از اولى مهمتر باشد - بخصوص در روزگار ما از روزى كه بنا شده مسائل اسلامى در محافل علمى و دانشگاهى براى دانشجو و استاد و براى اهل سواد و دانش و علم مطرح شود - گفته مىشود كه يك مطالبى را از قرآن مطرح كنيد كه جوابگوى مسائل روز باشد ، به قول امروزىها كاربرد داشته باشد . تفسير الميزان اين خصوصيت را دارد ، يعنى مباحثى در آن مطرح شده ، استفادههائى از آيات شده ، به مناسبت آيات مباحثى مستقلا در كنار آيات مطرح شده كه مسائل روز است . شايد در هيچ تفسيرى از تفسيرهاى قديمى پيدا نكنيد كه بحث حقوق زن در اسلام را خوب دنبال كرده باشد ، ولى در الميزان دنبال شده . و نيز بعضى از مسائل عقيدتى و مسائل مربوط به تشيّع و مقامات اهل بيت و آيات مربوط به اهل بيت ( صلوات اللّه عليهم اجمعين ) در الميزان خيلى قوى مطرح شده است . در الميزان هم تفسيرش و هم مطالب مستقلش جورى مطرح شده كه كاربرد دارد ، گفته مىشود الميزان كتاب دم دست شهيد مطهرى است ، خوب مىدانيم كه شهيد مطهرى بنايش بر اين بود كه حرفى را مطرح كند كه مشكل جوانها
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: رضا استادى
ص٢٤٦