حل شود ، مشكل مسلمانها و مشكلات اخلاقى و عقيدتى جامعه حل شود . خوب ايشان چرا به الميزان مراجعه مىكند ، چون برايش كارساز است ، چون مىبيند همانهائى را كه مىخواهد در الميزان هست ، البته ممكن است تكميل بخواهد ، يا يك قدرى كم و زياد بشود . پس خصوصيت اول اين تفسير ، تكرارى نبودن به تمام معنا و خصوصيت دوم ، كاربرد داشتن بحثها مىباشد .
سوم : در كتاب شريف الميزان علاوه بر تفسير ، بحثهاى مستقل فراوانى مىبينيم كه وقتى به فهرستهاى آخر هر جلد عربى الميزان مراجعه كنيد ، مىبينيد معمولا همان بحثهاى مستقل فهرست شده نه مباحث تفسيرى ؛ اين مباحث مستقلى كه در نوع جلدها هست ، هر كدام يك رسالهء مستقلى در مورد آن بحث است . مثلا اگر ايشان شفاعت را مطرح كرده ، انصاف اين است كه مىشود اين بحث شفاعت را آورد بيرون و به عنوان يك كتاب مستقل چاپ كرد ، خودش كتابى است به تمام معنى . اگر قصص انبيا ، قصهء حضرت نوح ، حضرت موسى و حضرت عيسى را مطرح كرده است ؛ جورى مطرح كرده است كه انسان مىتواند آن را بياورد بيرون ، منتشر كند ، پس اين بحثهاى مستقلى كه در الميزان مطرح شده ويژگى سومش است كه طالب آن را در محافل علمى زياد مىكند ، يعنى حتى كسى كه نمىخواهد ، يا مورد لزومش نيست كه تفسير آيات را ببيند و مطالعه كند ولى مىخواهد داستان حضرت موسى را مطالعه كند ، يا داستان عيسى را مطالعه كند ، يا بحث اعجاز قرآن را مطالعه كند يا بعضى بحثهاى مربوط به اهل بيت مثل آيهء تطهير و عصمت را مطالعه كند مىبيند در اين كتاب بحث عصمت مستقل آمده است ، بحث اعجاز ، قصص انبياء و مباحث مربوط به اهل بيت مستقل آمده است ، اين ويژگى شايد در هيچ تفسيرى نيست ، يا اگر هست خيلى كمرنگ است .
چهارم : ويژگى چهارم تفسير الميزان اين است كه وقتى خوانندهء تفسير الميزان به آن ويژگىهاى اول كه گفتيم در مؤلف هست آشنا باشد ، كه البته كم و بيش خوانندگان الميزان آشنا هستند ، علامهء طباطبائى ( رحمة اللّه عليه ) را با آن ويژگىها يا لااقل با
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: رضا استادى
ص٢٤٧