است ، يعنى كار ايشان هم تفسير قرآن به قرآن است و هم تفسير موضوعى .
2 - ايشان در طول كارش از اين روش منحرف نشده . كسانى هستند كه در آغاز فكر مىكنند و تصميم مىگيرند و يك چهارچوبى براى كارشان در نظر مىگيرند ، ولى در ادامه از آن چهار چوب خارج مىشود . از راهى كه خودشان پيشنهاد كردهاند ، منحرف مىشوند . اما ايشان اين روش جديد صحيح تفسير قرآن به قرآن را و تفسير موضوعى قرآن را تا پايان جلد بيستم به خوبى ادامه دادند و از اين روش منصرف و منحرف نشدند .
3 - ايشان در اين روش از اول بنايش بر اين بوده كه زوائد و حرفهائى كه سودمند نيست و بود و نبودش در تفسير و در آشنائى با قرآن خيلى مهم نيست ، تمام آنها را حذف كند . وقتى انسان در الميزان به تفسير و به بحثهاى مستقلى كه مطرح شده مراجعه مىكند ، خيلى زود اين نتيجه را مىگيرد كه اين مفسّر و مؤلف بنايش اين بوده كه از زوائدى كه مفيد و سودمند نيست ، صرف نظر كند و صرف نظر هم كرده است .
4 - ايشان در اين روش كه اتخاذ كرده ، يعنى تفسير قرآن به قرآن ، به ذهن مىآيد كه به روايات كارى نداشته است ، ولى اين طور نيست ؛ در روش ايشان هم تفسير قرآن به قرآن است و هم دقيقا ارزيابى رواياتى كه مربوط به قرآن و تفسير قرآن است ، يعنى ايشان هر چند آيهاى را كه مطرح مىكند ، و تفسير مىكند بعد يك بحث روائى مطرح مىكند ، روايات مربوط به آن آيه و آيات را در مىآورد و ارزيابى و بررسى مىكند و با قرآن تطبيق و مقايسه مىكند ، خود اين ويژگى كه هم تفسير قرآن به قرآن باشد و هم كاملا به روايات مربوط به قرآن توجه داشته باشد ، باعث مىشود كه در تفسير يك خصوصياتى پيدا بشود كه موجب رغبت و توجه علما گردد .
5 - توجه به مشكلات و سؤالات محافل علمى و غيره : ايشان در اين روش مىتوانست تفسير قرآن به قرآن داشته باشد ، و تفسير موضوعى داشته باشد ، ولى به مشكلات محافل علمى و سؤالهائى كه مطرح است كارى نداشته باشد ، و گفتيم چون ايشان به مشكلات و سؤالات مطرح شده آشنا بود ، در روشش اين را درج كرده كه
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: رضا استادى
ص٢٤٣