و در محافل علمى چه خبر است و چه مطالبى مطرح است كه بايد در موردش كار بشود .
3 - ايشان از صفاى نفس و سليقهء خوب و ارتباط با اهل بيت ( عليهم السّلام ) برخوردار بودند .
كسانى كه با ايشان آشنا بودند مىدانند كه ايشان چه ارتباط و علاقهاى با اهل بيت داشت ، چه صفا و كرامت نفسى داشت و چه سليقهء خوبى داشت . اگر استادى ورزيده و ماهر و آشنا به مسائل روز ، از صفاى باطن و سليقه برخوردار باشد ، پيداست كه در آثار قلمى و تأليفات او خيلى اثر مىگذارد .
4 - ويژگى چهارم كه در شخص ايشان بود ، تعبّد ايشان است به اسلام ، در عين اينكه در تفسير بحثهاى جديد مطرح مىكند ، ولى واقعا به محتواى اسلام و تشيّع متعبد است . با تعبد به محتواى اسلام و تشيّع ، مىخواست حرفهاى تازه داشته باشد ، پاسخ به سؤالات داشته باشد ، مشاكل علمى را حل كند ، كه اگر اين خصوصيّت نباشد ممكن است كسى استاد باشد ، ماهر باشد و مشكلات را حل بكند ، ولى چون خوب خوب متعهد به اسلام و تشيّع نيست ، گهگاهى نوادرى ، شواذّى ، حرفهائى كه منحرف از متن متين اسلام باشد از او صادر شود . ولى وقتى ما به كتابهاى ايشان و تفسير ايشان مراجعه مىكنيم مىبينيم چه استقامتى دارند كه اين استقامت معلول همين متعبّد بودن به متن اسلام و تشيّع و قرآن است مىخواهد با تعبّد به اين متن ، پاسخگوى مشكلات باشد .
5 - تسلط ايشان بر قرآن : روزى كه ايشان شروع كردند به گفتن و نوشتن تفسير ، آنهائى كه به خصوص در درس تفسير ايشان شركت كردهاند مىدانند كه ايشان چه تسلطى بر آيات قرآن داشت ، يعنى قرآن كه دستشان بود يك آيهاى را مطرح مىكرد ، آيات فراوانى كه در زمينهء آيه بود و بايد يكى پس از ديگرى گفته و به آن استشهاد شود ، ايشان با همان قرآنى كه دستش بود ، تند تند آيات را پيدا مىكرد و استشهاد مىكرد . اينكه مىگوييم تفسير قرآن به قرآن مىكردند ، ايشان تسلط داشت بر آيات قرآن ، توجه داشت كه در كجاهاى قرآن راجع به مضمون اين آيه بحث شده ، كه از آن استفاده كند . و اين معلول تسلط ذهنى ايشان بر آيات قرآن مجيد و
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 240
مساهمون: رضا استادى
ص٢٤٠