تفسير الميزان
تأليف مرحوم سيّد محمّد حسين علامه طباطبايى رحمه اللّه .
دربارهء مرحوم علامه رحمه اللّه در زمان حيات و بعد از رحلتش ، بعنوان شرح حال و بزرگداشت و يادنامه مقالات و كتابهاى متعددى نوشته شده كه همهاش خواندنى است .
آقاى طباطبايى رحمه اللّه از بيت اصيل و ريشهدارى هستند . به آنها : طباطبايى ، قاضى ، شيخ الإسلامى ، وهابى يا عبد الوهابى هم مىگويند . به اين چهار عنوان مشهور هستند .
قاضى مىگويند چون بزرگان اين بيت در زمانهاى دور قاضى رسمى بودند .
شيخ الإسلامى مىگويند چون چند قرن ( از قرن هشتم و نهم ) نياكان اينها شيخ الإسلام بودند و به شيخ الإسلامى منصوب مىشدند .
عبد الوهابى يا وهابى مىگويند چون جدّ چندم آنها ، امير عبد الوهاب بوده كه در خاندان آنها از همه معروفتر بوده است .
و طباطبايى مىگويند چون نسبشان مانند بسيارى از سادات به يكى از امازادهها ( طباطبا ) « 1 » مىرسد و به اين مناسبت به آنها طباطبايى مىگويند .
به اين نكته بايد توجه داشته باشيم كه اصالت داشتن و داراى خانواده و بيت ممتاز بودن در شخصيّت افراد آن بيت خيلى مؤثر است . اگر دو نفر از هر حيث مساوى باشند ولى يكى مربوط به يك خانوادهء عادى و ديگرى از يك خانوادهء اصيل و ممتاز باشد ، مسلما امتياز و شخصيّت دومى بيشتر است .
هامش
( 1 ) . گفته شده كه او به جاى ق ، ط مىگفته و در كودكى از او سؤال كردند اين پارچه را برايت قبا بدوزيم يا . . . گفته « طباطبا » ( به جاى « قبا قبا » .