ايشان معهود نيست ؛ لذا مىتوان اقوال او را در اين مباحث حجّت دانست « 1 » .
از باب نمونه مىگوييم : در يكى از مسائل كلامى كه اعمال جزء ايمان است يا نه ؟
گروهى مرتكب كبائر را كافر مىدانستند و گروهى به منزلهء بين المنزلتين قائل بودند و شيعه مرتكب كبائر را مؤمن مىشمارد نه كافر .
اين بحث را عنوان كرده است ، و خيلى صريح استنتاج كرده است كه عمل جزء ايمان نيست . چون اگر جزء ايمان باشد با خراب شدن عمل ، ايمان هم خراب مىشود . و اين سخن را با همين جزالت در هر جا كه مناسب دانست تكرار كرده است ، و چون به كتب متأخرين بنگريم آيات و روايات بسيار آوردند ، مع ذلك از نتيجه گرفتن عاجر ماندند .
مسأله ديگر اينكه : ايمان تقليدى كافى نيست . بايد يقينى باشد . در منهج الصادقين اين حرف در خيلى جاها تكرار شده است .
سبك ، همان سبك سابق است . و مآخذ و مدارك و مصادرش ، همان تفسيرهايى است كه گفتيم و از حيث محتوا محكم و تفسير بسيار خوب و قابل استفادهاى است .
آقاى شعرانى رحمه اللّه به مناسبتى در جلد اول و جلد دوم مقدمهاى نوشته كه بايد مطالعه شود ، چون بسيار مفيد است . مقدمهاى كه در جلد اول نوشته است با اين عنوانها مىباشد :
1 - قرآن و تلاوت آن .
2 - قرآن بايد به تواتر ثابت شود .
3 - اختلاف در قرائت .
4 - اختلاف در مصاحف .
5 - مدارك قرّاء .
6 - تواتر و قرائات سبع .
هامش
( 1 ) . علماى زمان صوفيه مانند علامه مجلسى و پدرش ، مثل شيخ طوسى رحمه اللّه و شيخ طبرسى رحمه اللّه و فاضل مقداد رحمه اللّه نبودند بلكه به روايات بسيار توجّه داشتند ، و روايات ضعيف را كنار نمىزدند و با جرأت سخن نمىگفتند .