را از اين تفسير نقل كردهاند : تفسير على بن ابراهيم ، امالى ، اخبار الزهراء ، اليقين ( قرن 7 ) ، و تفسير الأئمه ( قرن يازدهم ) و از اين تاريخ به بعد ، اين كتاب ميان علما معروف است و مرحوم مجلسى در بحار ، شيخ حرّ عاملى در برخى كتابهايش ، مرحوم سيد هاشم بحرانى در برهان ، مرحوم جدّ صاحب جواهر در مشكوة الأنوار « 1 » ، مرحوم حاجى نورى در مستدرك . . . از اين تفسير مطالبى را نقل كردهاند .
تفسير فرات ، 770 روايت دارد كه در تفسير آيات مربوط به اهل بيت عليهم السّلام است هر آيهاى را كه مطرح مىكند ، روايتى را ذيلش مىآورد دالّ بر اينكه آيه مربوط به اهل بيت عليهم السّلام است . تفسير مختصرى است و از نظر سور تقريبا مرتّب است .
مرحوم آقاى شيخ محمّد تقى صاحب قاموس الرجال مىفرمايد : ما پنج كتاب رجالى داريم : فهرست شيخ طوسى ، فهرست نجاشى ، ( كه كارشان اين است كه تأليفات شيعه را نقل كنند ) ، رجال شيخ طوسى ، رجال ابن غضائرى و رجال كشّى ؛ و تعجب است كه در اين كتابها نامى از فرات و تفسيرش نيامده است .
مطلب ديگر اينكه : آية اللّه خويى در « معجم رجال الحديث » تمام رواة كتب اربعه را به همراه رواياتشان نقل كرده و آدرس مىدهد كسانى را هم ذكر مىكند و مىفرمايد :
اينها اصلا روايت ندارند . از جمله فرات را نام مىبرد و مىفرمايد اين شخص در كتب اربعه اصلا روايتى ندارد .
اينجا جاى سؤال است كه اين عالم شيعى و صاحب تفسير چرا نه در كتب رجالى از او ياد شده و نه در كتب اربعه روايتى دارد ، از طرفى در امالى شيخ صدوق رحمه اللّه كه مشحون از روايات از طرق عامّه مىباشد ، روايت دارد ، و چرا از قرن پنجم به بعد كه معروف مىشود نيز مورد اعتناء قرار نگرفته است ؟
هامش
( 1 ) . تفسير برهان 4 جلد است . جلد مقدمه آن اصلا ربطى به تفسير برهان و صاحبش ندارد . بلكه آن مقدمه تفسير مشكوة الأنوار است كه بعنوان مقدمه تفسير برهان چاپ شده است . و بين اين دو مؤلف حدود 100 سال فاصله است . تفسير برهان از سورهء حمد شروع شده تا سورهء ناس ، و تفسير مشكوة الأنوار دورهء كامل قرآن مجيد نيست .