يكى ديگر از كتبى كه ما را با اين تفسير آشنا مىسازد ، « كتاب فضل زيارة الحسين عليه السّلام » است كه تأليف ابى عبد اللّه محمّد بن على بن حسن علوى شجرى مىباشد . كه حاوى روايات مربوط به فضيلت زيارت امام حسين عليه السّلام است . و گفته شده كه يازده مورد از تفسير فرات نقل كرده است . « 1 »
در فاصلهء قرن هفتم تا يازدهم در حدّ اطلاع ما در كتابهاى شيعه يا سنّى از اين كتاب نقل نشده است . در قرن يازدهم ، در زمان مرحوم علامهء مجلسى رحمه اللّه محمّد رضا بن عبد الحسين نصيرى طوسى كه اولين كشف الآيات نويس قرآن بود ، در تفسيرش به نام « تفسير الأئمه » « 2 » از تفسير فرات كوفى بسيار مطلب نقل مىكند .
آنچه كه ما را به اين امر مطمئن مىكند اين است كه نسخهء تفسير فرات كه در اختيارش بوده ، الآن هم موجود است كه مربوط به قرن نهم مىباشد .
امّا نمىدانيم چه باعث شده است كه به جاى اينكه بگويد از تفسير فرات بن ابراهيم نقل مىكنم ، مىگويد : من از تفسير غياث بن ابراهيم نقل مىكنم كه او هم از تفسير فرات بن ابراهيم نقل مىكند . و اين اشتباهى است كه از ناحيهء مرحوم نصيرى به وجود آمده است . زيرا تفسيرى به نام تفسير غياث بن ابراهيم نداريم .
و مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى هم به تبع او ، در « الذريعه » ، اين دو را دو تفسير جدا شمرده است . در حالى كه تفسير فرات بن ابراهيم عين همان نسخهاى است كه به دست مرحوم نصيرى بوده است . و نسخهء ديگرى هم كه داريم ، مطالب آن مثل همان است .
بنابراين دليل و مدرك بر وجود تفسير فرات كوفى ، كتبى است كه مطالب و رواياتى
هامش
( 1 ) . طريق آشنايى ما با تفسير فرات به حسب ترتيب زمانى از اين قرار است :
الف ) تفسير على بن ابراهيم ، مربوط به اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم .
ب ) امالى شيخ صدوق .
ج ) اخبار الزهراء ؛ ولى اين چند كتاب ، مقدار كمى از فرات نقل كردهاند .
د ) شواهد التنزيل كه تعداد زيادى روايت از فرات نقل كرده .
ه ) فضل زيارة الحسين عليه السّلام ، كه يازده روايت از فرات نقل كرده است ، و اين دو از قرن پنجم است .
( 2 ) . نسخه خطّى اين تفسير در كتابخانهها موجود است .