تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تاريخ تفسير و مفسران ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
عباس ] گفت : پروردگارا ! گواه باش من زندگى را بر شيوه زندگى على بن ابى طالب عليه السلام قراردادم و مرگم را بر همان باور كه او مرد قرار مىدهم ، آنگاه چشم از جهان فروبست . « 1 » در روايت ديگرى از عطا آمده است : در حالى كه ابن عباس در طائف در بستر بيمارى افتاده بود ، با گروهى ( حدود سى نفر ) از بزرگان طائف به عيادت وى رفتيم . ابن عباس رنجور و ضعيف شده بود . بر وى سلام كرديم و نشستيم . ابن عباس گفت : عطا ! اين گروه كيانند ؟ گفتم : آقاى من ! اينان بزرگان اين شهر هستند : عبد اللّه بن سلمة بن حصرم الطائفى ، عمارة بن ابى الاجلح ، ثابت بن مالك و . . . من حاضران را تك تك بر شمرده و معرفى كردم ؛ سپس همراهان من به وى نزديك شدند و به او گفتند : اى پسر عم پيامبر ! تو رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديده‌اى و از او آنچه كه بايد و شايد شنيده‌اى ، دربارهء اختلاف اين امت ما را آگاه كن ! گروهى على عليه السلام را مقدم بر ديگران و گروهى او را پس از ديگران ( سه خليفه ) جانشين پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىدانند . تو از سرّ و حقيقت اين مطلب ما را آگاه كن . عطا گويد : ابن عباس نفس تازه كرد و گفت : من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : « على مع الحق و الحق معه و هو الامام و الخليفة من بعدى فمن تمسك به فاز و نجا و من تخلّف عنه ضلّ و غوى . » و در پايان گفت : « من تمسّك بعترتى من بعدى كان من الفائزين » . عطا گويد : پس از آنكه عيادت كنندگان رفتند ، ابن عباس به من گفت : اى عطا ! دستم را بگير و مرا به صحن خانه ببر . من و سعيد دستهاى او را گرفتيم و به صحن خانه برديم . ابن عباس دستش را به آسمان بلند كرد و گفت : « اللهم انّى اتقرّب اليك بمحمد و آل محمد اللهم
هامش
- با ايمان را براى ارتكاب گناه باز مىگذارند و معتقدند « معصيت به ايمان ضرر نمىزند » . آنان عمل را مؤخر از نيت و نيت را اصل مىدانند . ( شهرستانى ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 139 ) ( 1 ) . محمد كشى ، اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 277