اصطلاح جديدى است كه بر بعضى از تفسيرهاى معاصر اطلاق شده ؛ امّا اينكه آيا اين قسم در گذشته نيز وجود داشته يا نه ، به دو ديدگاه مىتوان اشاره كرد :
1 . در تفاسير سلف اين نام كمتر به چشم مىخورد ؛ ولى مىتوان مشابه حركت معاصر در تفسير موضوعى را در زمانهاى گذشته نيز جست و جو نمود ؛
2 . تفسير موضوعى به طور كلى اصطلاح نو ظهورى بوده و ريشهيابى تاريخى آن ، امر عبثى است .
به نظر مىرسد ديدگاه نخست صحيح باشد ؛ چرا كه تفسير موضوعى به معناى فراهم آوردن آيات مشابه ( در لفظ و محتوا ) و هم مضمون است كه مجموع آنها در يك جا دسته بندى و دربارهء آن بحث و بررسى شود . به تعبير ديگر ، آيات گوناگون در يك موضوع از تمام قرآن كه در حوادث و فرصتهاى مختلف نازل شده ، گردآورى و جمع بندى شود و از مجموع آنها نظر قرآن دربارهء ابعاد آن موضوع روشن گردد ، « 1 » و اين امرى است كه سابقهء طولانى دارد .
با اين تعريف مىتوان گفت كه تفسير موضوعى در متون سلف ، سابقهاى ديرينه داشته و به زمان تأليف كتابهاى « آيات الاحكام » باز مىگردد كه سابقهء تاريخى آن به قرن دوم هجرى مىرسد ؛ مانند احكام القرآن تأليف محمّد بن سائب كلبى ( متوفاى 146 ق ) .
اقسام تفسير موضوعى
تفسير موضوعى در يك تقسيمبندى ، دو قسم دانسته شده است :
1 . تفسير موضوعى اتحادى : تنها در مورد يك موضوع مستقل قرآنى بحث مىكند ؛ مانند بحث معاد ، امانت ، عصمت ، انسان ، فرشتگان ، خداشناسى يا . . .
برخى تفاسير اتحادى عبارتند از :
1 . « نبوت در قرآن » ، مكارم شيرازى ( پيام قرآن ) ؛
هامش
( 1 ) . ر . ك : ناصر مكارم شيرازى ، پيام قرآن ، ج 1 ، ص 9 ؛ جعفر سبحانى ، مفاهيم القرآن ، ج 1 ، ص 11 .