تفاسير عصرى مورد تأكيد قرار گرفته است . در اين ميان الميزان ، نمونه ، المنار ، التحرير و التنوير در اين موضع پيشگام هستند .
8 . آفات تفاسير عصرى
در تفسيرهاى عصرى دو آفت بسيار بزرگ قابل توجه است :
1 . پرداختن به بعد صورى يا سنتى تفسير ؛
2 . خود باختگى در برابر نوگرايى و فرضيههاى علمى .
برخى از تفاسير تنها به ظاهر نگريسته و در برابر جامعه متحول و نيازهاى اجتماعى ، تنها شكل ظاهرى تفسير خود را عوض كردهاند و به نوعى در كلمات تغيير ايجاد نمودهاند يا به شكل سنّتى محض به تكرار ديدگاههاى گذشتگان ( مانند قتاده ، سدّى ، عكرمه و . . . ) اكتفا كردهاند ؛ اما از عمق ، محتوا و خواستههاى عقلانى نيازهاى اجتماعى خود غافل شدهاند .
از طرف ديگر ، با وجود پيشرفتهاى علمى و نوگرايى در مباحث علمى و دينى برخى از مفسران به افراط گرايى مبتلا شده و خود باختهء فرضيههاى علمى جديد شدهاند ؛ به گونهاى كه به تأويل علمى بسيارى از آيات پرداختهاند و هر رطب و يابسى را بر آيات قرآن تحميل كردهاند ( مانند تفسير ميكروب به جن يا ابابيل به مرض آبله ) يا مفهوم حقايق قرآنى نظير فرشتگان ، معجزات پيامبران و . . . را با تأويلات ناصحيح ، چيز ديگرى معرّفى كردهاند كه با محتواى قرآن سازش ندارد .
9 . تفسير موضوعى
از ويژگيهاى تفسير در عصر حاضر ، گسترش دامنه تفسير موضوعى است . آنچه در اصطلاح به تفسير معروف است و در مدت چهارده قرن درخت كهن و تنومند آن روييده ، همان عنوان تفسير ترتيبى است . در گذشته تفسير ، اصطلاح تفسير موضوعى بسيار كم رنگ مىباشد . به نظر مىرسد كه واژهء تفسير موضوعى يك