از علامه طباطبائى ، تفسير نمونه از مكارم شيرازى ، الكاشف از محمد جواد مغنيه و تا حدودى تفسير الفرقان از دكتر صادقى را نام برد . از اهل سنت نيز تفسير المنير از وهبه زحيلى ، تفسير شعراوى از محمد متولى شعراوى و تفسير الحديث از عزت دروزه قابل ذكر است .
2 . عقل گرايى در تفسير
از مهمترين نكات تفسيرى در قرن 15 توجه به عقل و عقلگرايى است . دين اسلام - بويژه قرآن كريم - خردمندان ، عاقلان ، عالم و عقل را ارج نهاده و فلسفه حضور دوزخيان در جهنم را بر كنار بودن از خردورزى مىداند :
. . . لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ
. « 1 » در اينكه منظور از عقل گرايى در تفسير چيست ، ديدگاههاى مختلف ارائه شده :
الف ) عقل برهانى : بدين معنا كه مطالب دينى با رويكرد اثباتى براساس ادله عقلى و منطقى مطرح مىشود . آيت اللّه جوادى مىنويسد :
منظور از عقل در اينجا « عقل برهانى » است كه از مغالطه و وهم و تخيّل محفوظ باشد ؛ يعنى عقلى كه با اصول و علوم متعارف خويش اصل وجود مبدأ جهان و صفات و اسماى او را ثابت كرده است . « 2 »
طرح اين نوع عقل گرايى ، پاسخ به ادعاى كسانى است كه قرآن را خالى از استدلالهاى عقلى مىدانند . تفسير تسنيم اثر آيت اللّه جوادى و الميزان از علامه طباطبائى دو نمونه از تفاسير با رويكرد عقلى است ؛
ب ) عقل فطرى : برخى ديدگاههاى قرآن را با برداشتهاى عقلاى عالم منطبق مىدانند . آيت اللّه مكارم مىنويسد :
منظور از تفسير به عقل آنكه ما از قرائن روشن عقلى كه مورد قبول همه
هامش
( 1 ) . ملك ، 7
( 2 ) . عبد إله جوادى آملى ، تسنيم ، ج 1 ، ص 169 ، 170