نيز گسترش دامنهء علوم تجربى كه به دليل وجود ارتباط ميان دنياى اسلام و تمدن غرب پديد آمده ، عوامل نو آفرينى مشاهده مىشود كه هم در محتوا و هم در اسلوب تفاسير ، تأثير عميقى داشته است . اين نو آوريها را كه بىارتباط با تفاسير گذشته نيست ، مىتوان در چند مورد بيان كرد :
1 . تأليف تفسير با گرايش و رويكرد بيانى به معناى جديد ؛
2 . زنده كردن يك شيوه فسيل شده در ميان اسلوبهاى تفسيرى ؛ يعنى تفسير ترتيبى براساس ترتيب نزول ؛
3 . پرداختن به اسلوب تفسير موضوعى ؛
4 . تأليف تفاسير با گرايش علمى ؛
5 . تأليف تفاسير اجتماعى .
تفسير بيانى در عصر جديد
آنچه در ميان مفسران و اديبان با نام « تفسير بيانى » مشهور است ، ناظر به بحثهاى ادبى بويژه علم معانى و بيان و بديع در تفسير مىباشد ؛ امّا در عصر حاضر عدهاى از مفسران به بررسى بيانى قرآن به شكل جديدى پرداختهاند . در اين شيوه تفسيرى ممكن است از ادبيات و معانى بيان نيز استفاده شود ؛ امّا مراحل گوناگونى دارد كه خلاصه آن عبارت است از استقراى لفظى قرآن ( جست و جوى الفاظ مشابه ) همراه با بررسى سياق آيات براى رسيدن به دلالت ظاهرى آن . « 1 » مهمترين ويژگيهاى اين روش ، گردآورى آيات شبيه به هم و بررسى سياق آنها و ترتيب زمانى و تاريخ نزول آيات است . براى روشن شدن بحث لازم است مراحل آن توضيح داده شود .
مراحل تفسير بيانى به شكل جديد
اين شيوه داراى مراحل ذيل است :
هامش
( 1 ) . ر . ك : جعفر سبحانى ، المناهج التفسيرية ، ص 215 ذيل « كتاب الايمان و الكفر » .