2 . آنچه ثعلبى از تفاسير سلف نقل كرده ، تصفيه ننموده و روايات فراوانى با سند سدّى صغير از كلبى از ابن عباس آورده كه داراى ضعف است ؛ « 1 »
3 . در آياتى كه راجع به احكام است ( مانند وصيت ، حلال و حرام ، متعه ، احكام جنابت و . . . ) ديدگاههاى مختلف فقها را نقل مىكند و يك ديدگاه را بر مىگزيند ؛
4 . ويژگى ديگر اينكه روايات اسرائيلى را فراوان نقل نموده ؛ ولى به بررسى و صحت و سقم آنها نپرداخته است ؛ حتى بعضى از محتواهاى عجيب و غريب در آنها يافت مىشود . ثعلبى ، خود كتابى دربارهء قصص الانبيا دارد ؛ از اين رو رواياتى را كه داستانهاى اسرئيلى در آنها مطرح شده ، فراوان نقل مىكند .
ارزيابى
ذهبى پس از متهم كردن ثعلبى به احاديث وضعى فراوان ، از ابن تيميه نقل مىكند كه در كتاب تفسير وى صحيح و ضعيف و احاديث وضعى وجود دارد . همچنين ايشان واحدى نيشابورى را شاگرد ثعلبى مىداند و ضمن اقرار به وجود فوايد زياد در تفسير واحدى او را به منقولات باطل متهم مىكند . پس از آن هم واحدى و هم ثعلبى را در علم حديث بىبضاعت بر مىشمارد ؛ چرا كه احاديث جعلى و باطل در قصص را نقل مىكنند .
ذهبى مىنويسد : ثعلبى قليل البضاعه در حديث بوده است و توانايى تمييز حديث صحيح از غير صحيح را نداشته ؛ زيرا در تفسيرش روايات زيادى را از احاديث شيعه نقل مىكند ( ذهبى آنها را جعل بر على و اهل بيت عليهم السلام مىداند ) كه تمام علما از چنين احاديثى اجتناب مىكنند . « 2 »
اشكال بر ذهبى : شگفت است كه ذهبى ، خود در معرفى تفسير طبرى آن را پر از
هامش
( 1 ) . التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 243 . ذهبى يكى ديگر از موارد اشكال تفسير ثعلبى را نقل روايات فضايل سور از ابى بن كعب مىداند . در بحث « مفسّران صحابه » مسأله روايات فضايل سور مورد بررسى قرار گرفت .
( 2 ) . همان ، ص 244