تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تاريخ تفسير و مفسران ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
اخذ مىنمايد . « 1 » در برخى موارد با اينكه يك قصه خرافى است و با مبانى دينى منافات دارد ، آن را نقل كرده و مورد تعقيب قرار نمىدهد . « 2 » ذهبى در توجيه اينكه چرا طبرى روايات اسرائيلى را نقل كرده ، و به نقد آن نپرداخته است ، مىگويد : چون سند تمام رواياتى را كه ايشان براى ما ذكر كرده به طور كامل نقل مىكند و به همين جهت از عهده ايشان خارج و بر ما است كه روايت و سند را مورد دقت قرار دهيم . « 3 » دليل ديگر آن ، تأثر ايشان از روايات تاريخى است كه مباحث تاريخى را به طور گسترده طرح نموده است . « 4 » آية اللّه معرفت در نقد اين توجيه مىفرمايد : تفسير طبرى به نقد جدى و بررسى كامل و دقيق نياز دارد ؛ مانند بسيارى از تفاسير كه بر احاديث وضعى و قصص اسرائيلى مشتمل است . ذكر سند اين عذر و اشكال را بر طرف نمىسازد و چه بسا نشر گسترده احاديث وضعى و اسرائيلى گناه نابخشودنى باشد ؛ چنان كه شيخ محمد عبده بدان اشاره كرده است . « 5 » شيخ محمد عبده در المنار ذيل آيه بشارت يحيى به حضرت زكريا ، براى طبرى از خدا طلب عفو كرده است . او مىگويد : « عفا اللّه عن ابن جرير اذ جعل هذه الرواية مما ينشر » . « 6 »

چند نكته

1 . ياد آور مىشود كه ايشان از واژهء « تأويل » در تفسير خود بسيار استفاده كرده و حتى در عنوان كتاب هم جامع البيان في تأويل آى القرآن آمده است . منظور از تأويل ، همان تفسير است ، نه تأويل به معناى بطن قرآن يا معانى ديگر ؛ 2 . مقدمه و خطبه‌اى كه طبرى براى تفسير خود مىنويسد - مانند تفسير ايشان -
هامش
( 1 ) . جامع البيان ، ج 2 ، ص 610 ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 456 ( 3 ) . التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 224 ( 4 ) . همان ( 5 ) . التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب ، ج 2 ، ص 313 ( 6 ) . ر . ك : المنار ، ج 3 ، ص 298 .
آشنايى با تاريخ تفسير و مفسران ( فارسى ) — صفحة 204 | حسين علوى مهر