چه اينكه دو راوى معروف آن ضعيف باشند يا موثق ، بايد تك تك روايات مطرح شده در آن مورد بررسى قرار گيرد ؛ اگر از نظر محتوا و سند مشكلى نداشته باشد ، قابل پذيرش است ؛ اگرچه برخى مواقع محتواى روايت به گونهاى است كه از غير معصوم صادر نمىشود ؛ از جمله اين روايت كه مىفرمايد :
فامّا من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا لهواه مطيعا لامر مولاه ، فللعوام ان يقلّدوه ؛ فقهايى كه نگهبان نفس ، نگهدار دين ، مخالف خواهشهاى نفسانى و پيرو فرمان مولايشان هستند ، مردم از چنين فقهايى تقليد نمايند .
شيخ انصارى رحمه اللّه پس از نقل اين روايت از تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام مىفرمايد :
« و يلوح منه آثار الصدق » ؛ « 1 » نشانه راستى در اين روايت آشكار است .
مطالبى نيز در اين تفسير وجود دارد - چنان كه مرحوم شعرانى و علامه بلاغى آن را نقل كردهاند - كه نشانهاى براى بىاعتبارى آن خواهد بود ؛ از جمله اضطراب در آغاز سند اين تفسير كه آيا فرزندان ابو يعقوب و ابو الحسن نزد امام عليه السلام بودهاند و تفسير را فرا گرفتند يا خود اين دو نفر ؟ « 2 »
مخالفان نيز به سه دليل تمسك كردهاند كه با استفاده از مطالب فوق پاسخ آنها داده مىشود . اين سه دليل عبارتند از :
1 . قسمتهايى از متن كتاب گواه بر كذب آن است ؛
2 . تضعيف ابن غضائرى ؛
3 . توثيق نشدن راويان كتاب در برخى كتب رجالى .
پاسخ دليل اول اين است كه اگر بخشى از متن كتاب مشكل داشته باشد ، دليل بر از بين رفتن تمام آن نمىشود . دربارهء دليل دوم مىتوان گفت : در مقابل ( تضعيف ابن غضائرى ) محققانى هستند كه روايات اين تفسير را در كتب معتبر خود نقل كردهاند
هامش
( 1 ) . شيخ انصارى ، فرائد الاصول ، ص 86
( 2 ) . ر . ك : تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام ، ص 21 ؛ مجله نور علم ، دورهء دوم ، سال 1406 ، ش 1 - ص 146 .