تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تاريخ تفسير و مفسران ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
و چهل دليل و گواه بر ضعف و ساختگى بودن آن آورده است ؛ سپس نتيجه مىگيرد كه اين تفسير نمىتواند از امام حسن عسكرى عليه السلام باشد . « 1 » از جمله افرادى كه اين تفسير را جعلى مىداند آيت اللّه خويى است . ايشان در كتاب معجم رجال الحديث مىنويسد : تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام به روايت ابو الحسن على بن محمد بن سيّار و يارش يوسف بن محمد بن زياد نقل شده است كه هر دو نفر مجهول الحال هستند و صرف نقل روايت اين دو از امام عليه السلام دليل بر ارزش و اعتبار اين دو نزد امام عليه السلام نخواهد بود . « 2 » پس از چند سطر مىنويسد : كسى كه دقت در اين تفسير كند ، بدون ترديد پى به ساختگى بودن آن خواهد برد و يك دانشمند محقق مقامش برتر از اين است كه اين چنين تفسيرى بنويسد ، چه رسد به امام معصوم عليه السلام . « 3 » همچنين آيت اللّه معرفت ضمن انتقاد از تفاسيرى كه از روايات تفسير امام عسكرى عليه السلام نقل كرده‌اند ، مىنويسد : اين تفسير ساخته و پرداخته ابو يعقوب يوسف بن محمد بن زياد و ابو الحسن على بن محمد بن سيار است كه هر دو استر آبادى هستند ، و انتساب اين كتاب به امام حسن عسكرى عليه السلام صحيح نيست . « 4 » افراد ديگرى كه اين تفسير را تضعيف كرده‌اند ، عبارتند از : علامه حلى ( قرن 7 ) در خلاصة الاقوال ، مقدس اردبيلى در جامع الروراة ، قهپايى در مجمع الرجال ، استر آبادى در منهج المقال و مير مصطفى تفرشى در نقد الرجال « 5 » ( قرن 11 ) .
هامش
( 1 ) . اخبار دخليه ، ج 1 ، ص 152 ، 228 ( 2 ) . سيد ابو القاسم خويى ، معجم رجال الحديث ، ج 12 ، ص 147 ( 3 ) . همان ( 4 ) . محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب ، ج 1 ، ص 331 ( 5 ) . آشنايى با تفاسير قرآن مجيد و مفسران ، ص 25 و ر . ك : عقيقى بخشايشى ، طبقات مفسران شيعه ، ج 1 ، ص 328 ، 329 .