كتاب تنها از لحاظ ترتيب ، تقديم و تأخير با هم تفاوت و كمى افزونى دارد ؛ « 1 »
2 . همين روايت را مرحوم سيد مرتضى رحمه اللّه در كتابى به نام المحكم و المتشابه آورده است . مرحوم شيخ حر عاملى در وسائل الشيعه ، رواياتى را از كتاب المحكم و المتشابه تأليف سيّد مرتضى رحمه اللّه نقل مىكند كه پس از تحقيق و تطبيق معلوم شده مقصود همين كتاب است ، و اشتباها تأليف سيد مرتضى رحمه اللّه دانسته شده است ؛ « 2 »
3 . يكى ديگر از كسانى كه همين روايت را نقل كرده ، على بن ابراهيم قمى رحمه اللّه است . دربارهء على بن ابراهيم و تفسيرش بعدا مطالبى خواهد آمد .
بنابراين هر سه كتاب ، روايت مفصّلى از حضرت على عليه السلام است و هر سه يك روايت است . پس اين روايت از چهار نفر نقل شده . گفته شد كه نعمانى هيچ دخل و تصرّفى در آن نكرده است ؛ ولى سيّد مرتضى رحمه اللّه و على بن ابراهيم رحمه اللّه آن را مختصر و سعد بن عبد اللّه اشعرى آن را مقدّم و مؤخر كرده و نيز مطالبى به آن افزوده است .
اين چهار كتاب در واقع يك كتاب و به سيّد مرتضى ( متوفاى 436 ق ) ، نعمانى ( زنده تا حدود 340 ق ) ، على بن ابراهيم قمى ( متوفاى بعد از 307 ق ) و سعد اشعرى ( متوفاى 301 يا 299 ق ) مستند است . در اين صورت فاصله شان تا حضرت صادق عليه السلام و حضرت على عليه السلام زياد مىباشد .
در اين رساله ، بيش از چهارصد آيه از آيات قرآن با اين عنوان مطرح شده ؛ كه فلان آيه خاص است و عام نيست ؛ تحريف شده يا نشده ؛ ناسخ است يا منسوخ ؛ پس راجع به اين آيات توضيح داده شده و از اين جهت تفسير است . البته مىتوان گفت تفسير نيست ؛ چون اين كتاب معنا و تفسير آيات را در بر ندارد و به نوعى نكات علوم قرآنى را تذكر داده است .
سندى را كه نعمانى ذكر كرده ، شامل شش راوى است : فردى به نام حسن بن
هامش
( 1 ) . محمد باقر مجلسى ، بحار الأنوار ، ج 90 ، ص 97
( 2 ) . المحكم و المتشابه جداگانه چاپ سنگى شده و دقيقا همان تفسير يا روايت نعمانى است .