نموده و به ياران خود آموزش مىدادند كه در پذيرش روايات سر سخت باشند و هر روايتى را نپذيرند .
محمد بن عيسى بن عبيد گفته است : برخى از اصحاب ما از يونس بن عبد الرحمن سؤال كردند ؛ در حالى كه من آنجا حضور داشتم . به او گفت : اى ابا محمد ! چرا اين قدر در ( پذيرش ) حديث سر سختى و چرا تا اين حد روايات ما را انكار مىكنى ؟
گفت : هشام بن حكم حديثى كه از امام صادق عليه السلام شنيده است ؛ به من گفته كه فرمود :
به نام ما حديثى را نپذيريد ، مگر آنكه با قرآن و سنت سازگار باشد ، يا از احاديث پيشين ما براى آن شاهدى بيابيد ؛ زيرا مغير بن سعيد - كه از رحمت خدا دور باد - در كتابهاى اصحاب پدرم احاديثى را وارد كرده كه پدرم هرگز سخنى از آنها نگفته است . از خدا بترسيد و بر ما سخنانى را كه مخالف گفتار پروردگارمان و سنت پيامبرمان ، محمد صلّى اللّه عليه و آله باشد ، نبنديد . ما هر گاه سخن بگوييم ، مىگوييم : قال اللّه عز و جل و قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله . « 1 »
4 - 2 . پيشگيرى از ورود اسرائيليات
از آسيبهاى روايات تفسيرى ، وجود روايات اسرائيلى است . بيشترين روايات و اخبار يهود را « كعب الاحبار » يهودى وارد حوزهء دين اسلام كرد . وى اهل يمن بود و در واقع سمت استادى ابو هريره را دارد . ابوريّه مىنويسد :
و قد استطاع هذا اليهودى ان يدسّ من الخرافات و الاوهام و الاكاذيب في الدين ما امتلات به كتب التفسير و الحديث و التاريخ . . . ؛ « 2 » اين يهودى ( كعب الاحبار ) توانست خرافات و اوهام و اكاذيب زيادى را وارد دين كند تا جايى كه كتابهاى تفسير ، حديث و تاريخ و . . . پر از روايات او شد .
امامان معصوم عليهم السلام با اين پديده نيز به شدت بر خورد مىكردند . شخصى در محضر امام باقر عليه السلام گفت :
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 249 . بر گرفته از : سيد محمد باقر حكيم ، علوم قرآن ، ص 330 .
( 2 ) . اضواء على السنة المحمديه ، ص 164