آنچه در پند و اندرز و نكوهش دين از او رسيده است ( عينا يا از لحاظ محتوا ) از سخنان امير مؤمنان عليه السلام برگرفته شده ؛ چه اينكه حضرت الگويى فرزانه براى همه سخنوران بوده است ؛ لذا از وى حكمتها و پندهايى ارزشمند نقل كرده است .
سپس مىافزايد :
هرگاه حسن بصرى در زمان بنى اميه مىخواست خبرى را از امير مؤمنان نقل كند ، مىگفت ابو زينب فرموده است . . . . « 1 »
روايات تفسيرى فراوانى از ايشان نقل شده كه در منابع تفسيرى شيعه و سنى موجود است . وى داراى كتابى در تفسير بوده و در علم كلام آراى فراوانى دارد . از ويژگيهاى علمى وى قائل بودن به قدر است ؛ از اين رو او را رئيس مذهب « قدريه » دانستهاند و به همين جهت برخى علماى شيعه او را تضعيف كردهاند . « 2 »
ويژگى ديگر ، اختلاف و اصل بن عطا ( 80 - 1381 ) و عمرو بن عبيد ( 80 - 144 ) با اوست . به سبب ديدگاه خاص به قدر و ديگر مسائل كلامى ، اين دو با او اختلاف پيدا كرده و پس از مدتى كه در حلقه درس او شركت مىكردند ، از او جدا شدند و مكتب معتزله را بنيان نهادند . « 3 »
9 . ابو صالح باذان ( متوفاى 120 ق )
ابو صالح باذان بصرى در تفسير صاحب نظر بوده است . سيد حسن صدر او را از شاگردان ابن عباس كه محمد بن سائب كلبى از او روايت مىكند ، مىداند . شيخ مفيد وى را از بزرگان تفسير و مورد اعتماد شيعه مىداند . « 4 »
او داراى كتاب تفسير است و در زمان خود قرآن را تفسير مىكرده ؛ نقل است
هامش
( 1 ) . سيد مرتضى ، امالى ، ج 1 ، ص 153 ، 162
( 2 ) . شيخ عباس قمى ، سفينة البحار ، ج 2 ، ص 405
( 3 ) . معجم المفسرين ، ج 1 ، ص 148
( 4 ) . تأسيس الشيعه ، ص 325