روايات دربارهء برخورد او با اهل بيت عليهم السلام متفاوت است . در برخى روايات آمده كه وقتى از خالد بن عبد اللّه قسرى ، كار گزار هشام بن عبد الملك در بصره و كوفه ، دربارهء نكوهش امام على عليه السلام چيزى شنيد ، از جاى خود برخاست ؛ در حالى كه مىگفت : « زنديق و ربّ الكعبه ، زنديق و ربّ الكعبه » از مجلس بيرون رفت . « 1 »
مرحوم محدث قمى اين روايت را دليل بر محبّت على عليه السلام مىداند . « 2 » در برخى ديگر از روايات آمده كه گفت و گويى بين قتاده و امام باقر عليه السلام صورت گرفته و امام عليه السلام به وى فرمود : « و يحك يا قتادة » برخى اين تعبير از جانب امام عليه السلام را نوعى سرزنش مىدانند .
برخى بر وى اشكال كردهاند كه قائل به « قدر » ( جبر ) بوده است . ابن سعد گويد :
او ثقه و امين و در حديث مورد اعتماد بوده و تا حدودى به قدر تمايل داشته است .
ابن خلكان نيز از ابو عمرو بن علاء نقل مىكند : « اگر سخن قتاده دربارهء قدر نبود ، گفتارش حجّت بود . » « 3 » ولى نبايد فراموش كرد كه وى در تفسير و بسيارى از معارف ، از شخصيتهاى معروف زمان خود بوده . ابو عمرو بن علاء او را با تجليل ياد مىكند . معمر گويد : از ابو عمرو دربارهء آيه
وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ
پرسيدم . وى جواب نداد . به او گفتم : قتاده مىگويد : « مقرنين به معناى مطيقين » است . ابا عمرو ساكت شد . به او گفتم : چه مىگويى ؟ گفت : كلام قتاده تو را كفايت مىكند و اگر سخن او در « قدر » نبود ( و حال آنكه پيامبر فرموده : وقتى سخن از قدر به ميان آمد ، خوددارى كنيد ) كسى را از اهل زمانش همتاى او قرار نمىدادم .
در اينكه استاد قتاده چه كسى بوده ، مدرك معتبرى ارائه نشده است ؛ تنها ابن حجر افرادى را نام مىبرد كه قتاده از آنان روايت كرده است ؛ از صحابه انس بن
هامش
( 1 ) . محمد بن يعقوب كلينى ، روضه كافى ، ج 8 ، ص 113 ؛ محمد باقر مجلسى ، بحار الانوار ، ج 19 ، ص 298 - 300 .
( 2 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 405 .
( 3 ) . ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 4 ، ص 85 .