مستخلصا عموم المراد من ظاهر اللّفظ ، و ذلك لعموم مناط الحكم فى المراجعة و السؤال لكان قد استراح بنفسه » « 1 »
« بنگر ، كه چگونه ايشان ( مرحوم فيض ) براى توجيه رواياتى كه آنها را تفسير آيه پنداشته ، خود را در رنج افكنده ، و چنانچه اين روايات را با الهام از عموم اراده شده از ظاهر آيه ، و با توجّه به عموم ملاك دستور به آگاهان ، از قبيل تأويل ( باطن ) مىپنداشت ، خود را آسوده مىساخت . »
بنابراين ، با ملاحظهء آنچه از برخى مفسّران شيعه دربارهء توجيه بخشى از روايات تفسيرى سراغ داريم و نيز با در نظر گرفتن آنچه از امثال گلدزيهر و ذهبى شاهديم كه بيش از هفتاد صفحه از كتاب ذهبى به نقل اين قبيل روايات تفسيرى اختصاص داده شده « 2 » تا اين نتيجه را بگيرد كه شيعه قرآن را بر اساس ذوق و سليقهاش تفسير مىكند ، همه و همه ، بيانگر ضرورت و اهميّت تفكيك و جداسازى انواع گوناگون اين روايات است .
3 - 2 - 2 - پنداشتهاى ناروا بر شيعه و پيشگيرى از پيدايش آن
سوگمندانه بايد گفت ، وجود ناراستىهاى بيرونى ، در منابع تفسير روايى از يك سو و درآميختگى روايات و عدم جداسازى روشهاى گوناگون تفسير معصومان عليهم السّلام از سوى ديگر ، سبب شده است تا برخى از غرضورزان غير مسلمان و گاه مسلمان ، با تكيه بر پيش فرضها و ذهنيّتهاى پيش ساخته و موهوم خود و سوء برداشت از منابع تفاسير مأثور شيعه و با دستاويز قرار دادن برخى روايات ، بر آنان خرده گيرند و به بدنام كردن آنان همّت گمارند .
در ميان آنان ، گلدزيهر ، صاحب كتاب « مذاهب التفسير الإسلامى » و دكتر محمّد حسين ذهبى ، كه در گذشته از او نام برديم ، از جمله كسانى هستند كه در مخدوش ساختن چهرهء شيعه و بدنام كردن افكار و انديشههاى آنان سنگ تمام گذاشته و با دستاويز قرار دادن برخى روايات تفسيرى و غير تفسيرى شيعه ، بر آنان بهتانهاى فراوان و ناروايى ، روا داشتهاند . چنانكه گلدزيهر دربارهء ديدگاه و نگاه شيعه به قرآن ، كه خود مىپندارد ، چنين
هامش
( 1 ) . التفسير و المفسّرون ، پيشين ، ج 1 ، ص 471 .
( 2 ) . محمد حسين ذهبى ، التفسير و المفسّرون ، پيشين ، ج 3 ، ص 248 تا 328 .