3 - 2 - آسيبهاى تفاسير روايى و راهحلها
اكنون در ادامهء گفتار ، به بررسى و شناخت آسيبها و آفاتى كه دامنگير روايات تفسير مىباشد و عدم آگاهى از آن و راهحلهاى آن مانع بزرگى بر سر راه فهم درست آن مىتواند باشد ، مىپردازيم و در فصل چهارم ، مرحلهء دوّم يعنى « روششناسى تفسير معصومان عليهم السّلام » را پى مىگيريم .
3 - 2 - 1 - درآميختگى تفسير ، تأويل ( ظاهر و باطن ) و لزوم جداسازى آنها
در ميان روايات تفسيرى ، برخى از آن تفسير آيه ، برخى تطبيق و برخى ديگر تأويل آن مىباشد كه گاهى از مورد اوّل به ظاهر و از دو مورد بعدى به باطن نيز ياد مىشود . « 1 » انواع مختلف اين روايات در منابع تفاسير روايى گردآمده بىآن كه توضيحى در تشخيص هر يك به همراه داشته باشد ، اين درآميختگى و عدم تفكيك ، نه تنها غير شيعه را در درك و فهم روايت با مشكل روبرو ساخته ، بلكه گاه برخى از مفسران بنام شيعه را نيز در برداشت قابل قبول از آيه سرگردان نموده است . اكنون به نمونهاى از اين موارد بنگريد .
مفسّر وارسته و بزرگ ، فيض كاشانى رحمه اللّه ذيل آيهاى كه به نام « آيه ذكر » شناخته مىشود « فاسألوا اهل الذّكر ان كنتم لا تعلمون بالبيّنات و الزّبر » « 2 » نخست ، ذيل آيه مىنويسد :
« اين آيه پاسخ به كسانى است كه عهدهدار شدن رسالت و انجام آن توسّط بشرى همانند خود را انكار نمودهاند ( يعنى ، خداوند متعال ، خطاب به آن دسته از مشركان ، كه نزول وحى را بر فردى مانند خود باور نمىكردند فرمود : به آگاهان از اهل كتاب مراجعه كنيد تا شما را از پيشينهء نزول وحى بر بشرى همانند خود آگاه سازند » . « 3 »
ايشان ، در ادامهء اين گفتار اين نكته را يادآورى مىكند كه در بسيارى از رواياتى كه در تفسير اين آيه آمده است ، مراد از « أهل ذكر » ، « اهل بيت عليهم السّلام » دانسته شده است . و آنگاه پنج نمونه از اين روايات را نقل مىكند و سپس در مقام تحليل و تفسير روايات و چگونگى
هامش
( 1 ) . توضيح كامل اين اصطلاحات بامثالهاى هر يك در فصل بعدى خواهد آمد .
( 2 ) . نحل ، 16 / 43 و 44 .
( 3 ) . مولى محسن فيض كاشانى ، تفسير الصافى ، ج 3 ، بيروت ، منشورات مؤسّسه الأعلمى للمطبوعات ، ص 137 .