تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
باره ، نقش معلّمى و آموزشگرى است كه ذهن شاگردان خود را براى دستيابى به آنچه دستيافتن بدان دشوار است ، آماده مىسازد و راه را براى رسيدن به آن آسان مىكند ، نه آن كه آن شىء مورد جستجو را در اختيارشان گذارد . « 1 » معناى سخن علامه آن است كه آنچه در روايات تفسيرى معصومان عليهم السّلام وجود دارد ، همان حقايقى است كه در خود قرآن نهفته است و آنان راه و روش دستيابى به معارف و مقاصد قرآن را در قالب نمونه‌هايى از تفسير نشان داده‌اند ، نه آن كه راه و مقصد خود ساخته‌اى را ساخته باشند . در جاى ديگر مىنويسد : « موقعيّت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و اهل بيت او در برابر قرآن موقعيّت معلّمين معصومى مىباشد كه در تعليم خود هرگز خطا نكرده . . . » « 2 » بنابراين ، حاصل سخن علّامه رحمه اللّه دربارهء روايات تفسيرى و چگونگى نقش آن در تفسير ، آن است كه ، چنان‌كه گفته شد ، اين روايات راه چگونه تفسير كردن را مىآموزد و شيوهء برداشت از قرآن و فهم روشمند را آموزش مىدهد . اما اين نكته كه با تدبّر و مطالعهء روايات تفسيرى ، چه روش يا روشهايى براى تفسير قرآن و برداشت از آن بدست مىآيد ، پرسشى است كه پاسخ آن را در بخش روشهاى تفسيرى معصومان عليهم السّلام خواهيم داد و سخن علّامه را در آنجا خواهيم ديد . ليكن اجمال سخن آن است كه به نظر علّامه ، رايج‌ترين شيوه و روش تفسيرى معصومان عليهم السّلام كه از نمونه‌هاى تفسيرى آنان ، پيداست ، روش تفسير قرآن به قرآن و تفسير ظاهر و باطن است كه تفصيل آن را در جاى خود خواهيم آورد . امر دوّم : بازگويى آن دسته از جزئيّات قوانين و احكام دين و نيز ، جزئيّات داستانها و امور مربوط به معاد ، كه از ظاهر قرآن بدست نمىآيد . اين امر نكتهء ديگرى است كه از لابه‌لاى گفته‌هاى علّامه رحمه اللّه در بحث مورد نظر ، بدست مىآيد و حاصل آن چنين است كه ،
هامش
( 1 ) . الميزان ، پيشين ، ج 3 ، ص 85 . « . . . انّ شأن النبىّ صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فى هذا المقام هو التعليم فحسب و التّعليم انّما هو هداية المعلّم الخبير ذهن المتعلّم و ارشاده الى ما يصعب عليه العلم به و الحصول عليه ، . . . فانّما التعليم تسهيل للطّريق و تقريب للمقصد لا ايجاد للطّريق و خلق للمقصد . . . » ( 2 ) . قرآن در اسلام ، پيشين ، ص 60 .