« حقيقت آن است كه راه براى فهم قرآن كريم باز است و از رهگذر خود قرآن مىتوان به آن دست يافت ، معناى اين سخن آن است كه در تبيين مفاهيم و مقاصد خويش ، نيازمند راه ديگرى نمىباشد ، بااينحال ، چگونه مىتوان تصور كرد كه كتابى را كه خداوند به عنوان هدايت ، نور و بيان كنندهء هر چيزى ، شناسانده است ، نيازمند به هدايت و نور از سوى غير خود باشد » . « 1 »
اكنون ، اين پرسش به ميان مىآيد كه ، چنانچه انتظار تفسير قرآن را از روايات تفسيرى نداشته باشيم . پس اين روايات ، چگونه ارتباطى با قرآن و تفسير آن مىتواند داشته باشد و چه انتظارى از آن مىتوان داشت ؟ پرسشى كه علامه رحمه اللّه پاسخ آن را داده است و چگونگى كارآيى آن را دراينباره بازگو نموده است . و اكنون توضيح آن :
در باور علّامه رحمه اللّه نقش سنت ، و از جمله روايات ، در ارتباط با قرآن و تبيين مفاهيم آن به دو امر مهم بازمىگردد :
امر نخست : نقش آموزشى سنّت در تفسير :
آنگونه كه از جاى جاى گفتار علّامه رحمه اللّه پيداست ، برجستهترين و آشكارترين تأثير و نقش سنّت در تفسير ، همين نقش آموزشى آن است . ايشان بر اين باور است كه ، مطالعهء روايات تفسيرى و انديشيدن در آن و توجّه به نوع برداشتهاى معصومان عليهم السّلام روش و شيوهء برداشت از قرآن و فهم روشمند آيات و مفاهيم آن را در اختيار انسان قرار مىدهد و به وى مىآموزد كه معارف قرآن را چگونه استخراج كند . ازاينرو ، در بيان وظيفهء مفسّر در ارتباط با روايات تفسيرى مىنويسد :
« وظيفهء مفسّر اين است كه به احاديث پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و ائمهء اهل بيت عليهم السّلام كه در تفسير قرآن وارد شده ، مرور و غور كرده ، به روش ايشان آشنا شود ، پس از آن ، طبق دستورى كه از كتاب و سنّت استفاده شد به تفسير قرآن بپردازد » . « 2 »
به ديگر سخن ، چنان كه علّامه خود مىگويد ، نقش پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و معصومان در اين
هامش
( 1 ) . قرآن در اسلام ، پيشين ، ص 37 .
( 2 ) . قرآن در اسلام ، پيشين ، ص 64 و 63 .