4 - 5 - تفسير از رهگذر تمثيل :
بىگمان ، مخاطبشناسى و ملاحظهء سطح آگاهى و نيروى فهم مخاطبان ، از جمله امورى است كه معصومان عليهم السّلام در گفتار و رفتار خود بدان عنايت داشتهاند تا به تناسب حال و وضع مخاطبان با آنان سخن گويند يا در برابر آنان ، رفتارى متناسب با شرايطشان ، انجام دهند . اين امر در پارهاى از سخنان تفسيرى معصومان عليهم السّلام نمودى ويژه دارد ، چه اين كه در ميان روايات تفسيرى ديده مىشود كه ، معصومان عليهم السّلام گاهى به منظور آسانسازى و قابل فهم ساختن مفاد برخى از آيات قرآنى ، براى آن دسته از مخاطبانى كه از توان بالايى در درك و فهم حقيقت برخى از مفاهيم ، برخوردار نبودند ، در صدد همانند سازى و تمثيل برآمده و با ارائهء مثالها يا نمونههايى عينى و ملموس ، مفهوم دشوارنماى عبارت مورد نظر را ، به گونهاى ساده و روان ، به مخاطب خود منتقل مىساختند ، و وى را در حدّ توان فهم خود ، از مفاد آن آگاه مىنمودند .
پيداست كه برخى از بازتابهاى طبيعى اين همانندسازى ، پديد آمدن حالتى اقناعآميز و رضايتمندانه براى مخاطبان پرسشگر يا بستن باب سوء استفاده بر برخى پرسشگران مغالطهگر بوده است .
در ادامه ، به بررسى چند نمونه از اين شيوهء تبيين مفاهيم قرآن ، توسّط معصومان عليهم السّلام مىپردازيم :
نمونهء اوّل : در روايتى آمده است كه ؛ برخى از يهود ، پرسشهاى فراوانى را در محضر على عليه السّلام به منظور پاسخگويى حضرت ، مطرح مىنمودند ، از جملهء پرسشها اين بود كه از ايشان سؤال شد : « فأين وجه ربّك ؟ » « 1 » امام عليه السّلام ، پيش از آن كه سخنى در پاسخ به آن بازگويد ، به ابن عبّاس ، كه نزد ايشان حضور داشت ، دستور داد تا هيزم فراهم كند و آتشى روشن نمايد پس از آن كه آتش افروخته شد و در حالى كه داشت زبانه مىكشيد ، امام عليه السّلام از يهودى پرسشگر سؤال كرد : « أين وجه هذه النّار ؟ » ، « صورت و چهرهء اين آتش كدام است ؟ »
هامش
( 1 ) . اشاره به آياتى كه در آن سخن از « وجه خداوند » به ميان آمده ، مانند آيهء « و يبقى وجه ربّك ذو الجلال و الأكرام » ، الرحمن : 55 / 27 ، و آيات مشابه آن .