تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
« اين روايت از باب جرى و تطبيق مفاد آيه بر مصداقى خاص است [ و نمىتوان آن را تفسير آيه دانست ] زيرا در اين صورت ، سياق آيه با آن ناهماهنگ مىباشد ، مگر آن‌كه گفته شود مراد از « حياة » ايمان است و مراد از « نور » هدايت الهى به قول حقّ و عمل صالح است ، [ در اين صورت ، امام عليه السّلام از مصاديق آشكار نور و هدايت الهى مىباشد ] » . در توضيح سخن علّامه رحمه اللّه مىتوان گفت : به واقع آنچه در بخش دوّم گفتار ايشان آمده بود ، عبارت است از انتزاع يك مفهوم كلّى و عام از آيهء شريفه ، پس از جداسازى ويژگىها و خصوصيّات ظاهرى و موردى آيه ، زيرا اين نكته آشكار است كه آنچه دربارهء « ميت » و « إحياء » نزد مردم متعارف است ، همان حيات و مرگ فيزيكى و مادّى است ، از اين رو ، ظاهر آيه نيز همين است كه خداوند متعال ، مرده‌اى را إحياء مىنمايد و به او حيات مىبخشد . ولى معناى ژرف و عميق آيه نيز چنين مىتواند باشد كه خداوند متعال ، همان‌گونه كه به بشر ، حيات طبيعى و جسمى بخشيده ، براى او ، حيات معنوى و موجبات آن را نيز فراهم كرده است كه اين حيات معنوى در سايهء ايمان پديد مىآيد و پيدايش ايمان از رهگذر نور و هدايت الهى انجام مىگيرد و هر يك از امامان معصوم عليهم السّلام ، نورى الهى و هدايتى آسمانى هستند كه در صورت پيروى از آنان ، حيات معنوى و ايمان ، حاصل خواهد شد و در فرض عدم شناخت آنان و رويگردانى از معارفشان ، سقوط در ظلمت‌ها و تاريكىهاى گمراهى را انتظار بايد كشيد ، چنان‌كه امام عليه السّلام دربارهء جملهء :
كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها
فرمود : « الّذى لا يعرف الإمام » . يعنى « مثل كسى كه گرفتار ظلمت‌ها و تاريكىها شده و ياراى بيرون رفتن از آن را ندارد ، مانند كسى است كه امام خويش را نمىشناسد » . نمونهء ششم : در آيهء شريفهء :
وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً
« 1 » رواياتى در دست است كه به ظاهر ، نشان از تحريف قرآن دارد ، از جمله روايت ذيل : عن الكلينى ، عن الحسين بن محمّد ، عن معلّى بن محمّد ، عن جعفر بن محمّد بن
هامش
( 1 ) . طه : 20 / 115 « و به يقين ، پيش از اين با آدم پيمان بستيم ، [ ولى آن را ] فراموش كرد و براى او عزمى استوار نيافتيم » .