تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
« مضمون دو روايت نخست با مفاد آيه هماهنگ است و روايت سوّم ، از باب جرى مىباشد » چنين مىتوان گفت كه ، براساس گفتهء ايشان ، روايت اوّل و دوّم درصدد توضيح مفاد ظاهرى آيه مىباشد ، چنان‌كه از ظاهر آن دو نيز پيداست ، ولى روايت سوّم درصدد جرى و تطبيق مفهوم عام آيه بر مصداقى ديگر است . به‌واقع ، پيام و معناى فراگير آيه آن مىباشد كه ، هر گونه پنداشتى 2 كه ، نيازمندى خداوند و جانشينان وى به غير خداوند را برتابد ، پنداشتى ناصواب و نادرست است . ازاين‌رو ، پنداشت نيازمندى امام عليه السّلام به غير خداوند ، نادرست مىباشد . نمونهء پنجم : دربارهء آيهء شريفهء :
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها
« 1 » در روايتى « 2 » از امام باقر عليه السّلام آمده است كه واژهء « نور » را به « إماما يأتمّ به » تفسير نموده ، در روايت ديگرى از همان امام عليه السّلام پس از جملهء « إماما يأتمّ به » اين جمله افزوده شده است : « يعنى علىّ بن أبى طالب عليه السّلام » . « 3 » همچنين ، در دنبالهء روايت نخست آمده است كه امام عليه السّلام دربارهء جملهء :
كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها
كه ادامهء آيهء فوق است ، فرموده : « كمثل هذا الخلق الّذى لا يعرفون الإمام » علّامهء طباطبائى رحمه اللّه ، پس از اشاره به روايات فوق ، در توضيح آن مىنويسد : « و هو من قبيل الجرى و الإنطباق فسياق الآية يأبى إلّا أن تكون الحياة هو الإيمان و النور هو الهداية الإلهيّه إلى القول الحقّ و العمل الصّالح » « 4 »
هامش
( 1 ) . انعام : 6 / 122 ؛ « آيا كسى كه مرده بود و زنده‌اش گردانيديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن ميان مردم راه برود ، چون كسى است كه گوئى گرفتار در تاريكىها است » . ( 2 ) . العيّاشى ، تفسير ، پيشين ، ج 1 ، ص 405 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . الميزان فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 7 ، ص 348 .
آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 181 | على اكبر رستمى