نمونهء چهارم : در آيهء شريفهء
لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ . . . .
« 1 »
آنچه در اكثر تفاسير از جمله تفسير طبرى ، شيخ طوسى و طبرسى آمده است ، اين است كه اين آيه دربارهء شمارى از يهود است و زمانى نازل شد كه برخى از آنان ، از جمله حىّ بن أخطب ، پس از نزول آيهء
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ . . .
« 2 » چنين گفت كه : خداوند از ما درخواست قرض نموده ! پس او فقير است و ما بىنياز ، زيرا فقيران از بىنيازان درخواست قرض مىنمايند .
علّامهء طباطبائى رحمه اللّه ، در بخش بررسى روايات مربوط به آيه ، نخست روايات دلالت كننده بر مطلب فوق را ، كه بيشتر در منابع اهل تسنّن آمده ، يادآورى مىكند ، سپس به روايتى از امام صادق عليه السّلام اشاره مىكند دربارهء اين آيه فرموده است :
« قسم به خداوند كه مدّعيان فقر وى ، او را نديدهاند ( و نشناختهاند ) تا بدانند كه خداوند فقير است يا نه ؟ بلكه آنان با مشاهدهء فقر اولياء خدا گفتند : اگر خدايشان بىنياز مىبود ، اوليائش را نيز بىنياز مىكرد . و به اين شكل ، با بىنيازى خود بر خدا فخرفروشى نمودند » « 3 »
و پس از آن ، روايتى را از « مناقب ابن شهر آشوب » به نقل از امام باقر عليه السّلام ، ذكر مىكند كه امام عليه السّلام فرموده :
هم الّذين يزعمون أنّ الإمام يحتاج إلى ما يحملونه اليه
« [ آنان كه سخن از فقر خداوند به ميان مىآورند ] همان كسانى هستند كه مىپندارند امام عليه السّلام نيازمند آن چيزى است كه به او مىدهند » .
در پايان ، علّامه رحمه اللّه در تحليل اين روايت مىنويسد :
« امّا الروايتان الأوليان فقد تقدّم انطباق مضمونهما على الآية ، و أمّا الثالثة فهى من الجرى » « 4 »
هامش
( 1 ) . آل عمران : 3 / 181 .
( 2 ) . بقره : 2 / 245 .
( 3 ) . على بن ابراهيم القمى ، تفسير ، پيشين ، ج 1 ، ص 127 .
( 4 ) . الميزان فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 4 ، ص 84 و 85 .