امام صادق عليه السّلام نقل شده است . « 1 »
همانگونه كه از ظاهر آيه پيداست و مفسّران نيز گفتهاند ، « 2 » آيه دربارهء آن دسته از يهود و نصارى نازل شده كه امر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و نبوت وى را پنهان نموده و از بازگو كردن آن خوددارى مىكردند حال آنكه ، در تورات و انجيل ، از آن سخن بميان آمده بود . ازاينرو ، روايات ياد شده ، جز از باب جرى و تطبيق نمىتواند باشد چنانكه علّامه رحمه اللّه نيز ، پس از اشاره به اين روايات مىنويسد :
« اقول كلّ ذلك من قبيل الجرى و الانطباق » « 3 »
و بدين شكل ، تطبيقى بودن آن را گوشزد مىكند .
اين نكته نيز روشن است كه ، بىگمان ، اين تطبيق و تطبيقات مشابه آن ، پس از مرحلهء رهيافت به معناى عام و فراگير آيه ، كه همان پيام كلّى و ماندگار آن است ، صورت مىگيرد به گونهاى كه پس از ملاحظهء مفهوم عام باطنى ، يكى از مصاديق يا كاملترين مصداق يا مصاديق آن نشان داده مىشود ، هر چند چنين مرحلهاى در ظاهر امر ديده نمىشود ولى پرواضح است كه ، براى تطبيق آن بر مصداق يا مصاديقى ويژه ، هر چند به شكلى ناپيدا ، نيازمند آن باشيم ، زيرا بدون رهيافت به معناى عام و پيام كلّى آيات ، تطبيق آيهاى كه داراى شأن و نزول ويژهاى مىباشد بر فرد ديگرى كه حسب ظاهر ، هيچ پيوندى با آن ندارد ، بلكه در برخى موارد مدّتها پس از نزول آيه وجود پيدا مىكند ، ناصواب مىنمايد .
بنابراين مىتوان پيام اساسى و فراگير آيه را ، پس از كنارگذاردن ويژگىهاى مورد نزول اين گونه عنوان كرد كه :
« چنانچه فرد يا افرادى ، در هر عصر و زمانى ، در صدد پنهان كردن و آشكار نساختن حقيقتى برآيند كه به شكل مستقيم يا غير مستقيم ، از سوى خداوند به عنوان روشنگر و هدايتگر بشر معرفى شده است ، آنان رانده شدهگان درگاه حق هستند و در جبههء مقابل آن
هامش
( 1 ) . العّياشى ، تفسير ، پيشين ، ج 1 ، ص 90 و 91 .
( 2 ) . محمد بن حسن الطّوسى ، التبيان فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 2 ، ص 46 ، و ابو على الطبرسى ، مجمع البيان ، پيشين ، ج 1 ، ص 241 و ابن جرير الطبرى ، جامع البيان فى تفسير القرآن ، پيشين .
( 3 ) . الميزان فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 1 ، ص 392 .