مىماند و برهمين اساس ، امام عليه السّلام حكم به برائت دادند . « 1 »
در اين روايت ، چنان كه ديديم ، از كنار هم گذاشتن دو آيهاى كه به نوعى داراى موضوع مشتركى بودند ، نكتهء سومى حاصل شد و گرنه ، در معناى « حمل » و « فصال » ، ابهامى وجود نداشت تا با آيه ديگر بر طرف شود ازاينرو ، يكى ديگر از آثار تفسير قرآن به قرآن ، و عرضه آيات بر يكديگر ، كشف نكات تازهاى خواهد بود كه به تنهايى نمىتوان آن را از يك آيه ، بدون ملاحظه آيات ديگر بدست آورد .
نمونه ششم : سيوطى از احمد بن حنبل ، ترمذى ، نسائى و حاكم نيشابورى ، روايتى را از ابى امامه كه او از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نقل كرده ، آورده است ، در آن روايت آمده است كه ، از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم دربارهء آيه شريفه :
وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ يَتَجَرَّعُهُ
« 2 » پرسيده شد و آن حضرت در توضيح ويژگيهاى « ماء صديد » نخست فرمود : « هرگاه وى ( انسان زورگوى ستيزهجوى ) به آن نزديك شود ، از آن بيزارى جويد ، صورتش بريان شود و مغز سرش به جوشش افتد و زمانى كه آن را بنوشد ، امعاء و احشائش قطعه قطعه گردد و از مجراى مدفوعش بيرون آيد . » و سپس توضيح خود را به دو آيه زير از قرآن مستند ساخت .
الف :
وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ
« 3 »
ب :
وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ
« 4 »
در اين روايت ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به كمك دو آيه اخير ، ويژگيهاى « ماء صديد » در آيه نخست را بيان فرموده و اطلاعات تازهاى را دربارهء آن به پرسش كننده داد ، حاصل اين روش ، شكلگيرى تفسير موضوعى است كه در آن ، آيات پراكنده بر محور موضوع واحدى گردآورى شده و از سنجش آن با يكديگر ، نكات متعددى بدست مىآيد .
نمونه هفتم : در روايت آمده است كه ، زرارة بن أعين و محمد بن مسلم ، دو تن از فقيهان
هامش
( 1 ) . علامه محمد باقر مجلسى ، بحار الأنوار ، پيشين ، ج 40 ، 180 ، 232 و 233 .
( 2 ) . ابراهيم : 14 / 16 و 17 ، ترجمه : « و از آبى زردابهآميز به او مىنوشانند كه آن را جرعه جرعه بنوشد » .
( 3 ) . محمد : 47 / 15 ، « و به آنان [ اهل دوزخ ] آبى جوشان نوشانده شود كه دل و رودههايشان را پاره پاره مىكند . »
( 4 ) . كهف : 18 / 29 ، « و چون به استغاثه ، آبى طلب كنند ، به ايشان آبى چون فلز گداخته دهند . »