قرآن رود و آيات را تفسير نمايد .
يادآورى اين نكته نيز سودمند است كه مسالهء انواع و گونههاى « تفسير قرآن به قرآن » تا پيش از دهههاى اخير ، با اين عنوان مورد بحث قرار نگرفته بود ، و حتّى آن دسته از تفسيرپژوهان پيشين كه در اهميّت اين روش تفسيرى ، از آن به عنوان مهمترين روش ، نام بردهاند ، گاهى بدون ذكر هيچ نمونه و گاهى با بيان يك يا چند نمونهء معروف و شناخته شده از كنار آن گذشته ، بىآنكه انواع و گونههاى آن را نشان دهند .
از باب مثال ، ابن تيميّه « 1 » عبد العظيم زرقانى « 2 » و قاضى عنايت « 3 » ، كه اصطلاح تفسير قرآن به قرآن را به كار بردهاند ، و از آن به عنوان بهترين روش تفسير نام بردهاند ، اشارهاى به تنوّع اين روش نداشتند . و محقّقانى چون سيوطى و زركشى ، حتّى اصطلاح « تفسير قرآن به قرآن » را به كار نگرفتهاند .
مفسّر بزرگ ، علّامه طباطبائى رحمه اللّه با آنكه بارها اين اصطلاح را به كار برده و اهميّت آن را مورد تأكيد و توجّه قرار داده است ، ولى چنانكه در گفتار نقل شده از ايشان در چند سطر پيش ديديم ، تنها دو مورد از اين روش را يادآورى كردند نخست ، استدلال به آيهاى براى تفسير آيهاى ديگر و دوّم ، استدلال به معناى آيهاى براى تفسير معناى آيهاى ديگر .
با اين حال و به رغم آنكه اصل اين تعبير يا انواع آن ، مورد ياد كرد محقّقان و مفسّران پيشين قرار نگرفته ، ولى مىتوان نمونهها و گونههايى از اين روش تفسيرى را در لابلاى گفتارها و در ضمن مباحث ديگر آنان ديد ، چنانكه مثلا ، بحث اطلاق و تقييد در قرآن ، عام و خاص ، مجمل و مبيّن و ساير بحثهاى مشابه ديگر ، كه نوعا از نمونههاى تفسير قرآن به قرآن بشمار مىرود ، در گفتههاى سيوطى ، زركشى و هر قرآن پژوه ديگرى كه مباحث علوم قرآنى را به پيش كشيده ديده مىشود ، بىآنكه به اصطلاح « تفسير قرآن به قرآن » اشاره كنند و حتّى آن دسته از مفسّرانى كه به نظر مىرسد ، براى يك بار هم اين عبارت را به كار
هامش
( 1 ) . مقدّمة فى اصول التفسير ، پيشين ، ص 93 .
( 2 ) . مناهل العرفان فى علوم القرآن ، پيشين ، ج 2 ، ص 315 .
( 3 ) . قاضى عنايت ، هدى الفرقان فى علوم القرآن ، ج 3 ، چاپ نخست ، بيروت ، عالم الكتب ، 1416 ق ، ص 23 .