روش تفسير قرآن به قرآن به « أصحّ الطّريق » ياد كرده است . « 1 »
همچنين ، شيخ خالد عبد الرّحمن عكّ ، از تفسير پژوهان متأخّر اهل تسنّن به اجماعى بودن برترى اين روش اشاره كرده و مىنويسد :
« دانشمندان بر اين امر اتّفاق نظر و اجماع دارند كه در تفسير قرآن ، نخست بايد از خود قرآن كمك گرفت و آيات پيرامون يك موضوع را با دقّت كنار هم چيد و آنگاه به سنجش آنها با يكديگر و نتيجهگيرى از آن پرداخت ، در غير اين صورت ، انسان گرفتار دام تفسير به رأى خواهد شد » « 2 » .
وى اين سخن را ذيل عنوان « أحسن طرق التفسير » آورده است .
محدّث بزرگ شيعه علّامهء مجلسى رحمه اللّه ، اصطلاح « تفسير قرآن به قرآن » را سخن رايجى دانسته و مىنويسد : « و قد قالوا انّ القرآن يفسّر بعضه بعضا » « 3 »
چنانكه رشيد رضا ، مفسّر سدهء كنونى اهل تسنّن نيز همان سخن علّامهء مجلسى رحمه اللّه را تكرار نموده است . « 4 »
آنگونه كه در بحثهاى پيشين گذشت ، در باور علّامهء طباطبائى رحمه اللّه ، تفسير قرآن به قرآن تنها راه دستيابى به مفاهيم قرآن و آگاهى از برخى اسرار نهفته در آن مىباشد ، و با آنكه در سخنان دانشمندان ياد شده ، تفسير قرآن به سنّت ، در فرض عدم امكان تفسير آن به خودش ، به عنوان گام دوّم در تفسير آمده بود ، ليكن علّامه بر اين باور است كه اساسا ، براى تفسير قرآن هيچ نياز و وابستگى به غير قرآن ، حتّى به سنّت ، وجود ندارد ، چه اين كه در نظر ايشان ، اين امر با آيات زيادى كه صريح در عدم وابستگى قرآن به غير خود مىباشد و نيز با رواياتى كه بارها حلّ تعارضها را به قرآن ارجاع داده است ، ناسازگار است ، از اين رو ، علّامه رحمه اللّه راه تفسير قرآن را منحصر به خود قرآن دانسته و نقش روايات تفسيرى را در
هامش
( 1 ) . تفسير القرآن العظيم ، پيشين ، ج 1 ، ص 3 ، ( مقدّمة ) .
( 2 ) . اصول التفسير و قواعده ، پيشين ، ص 79 .
( 3 ) . بحار الانوار ، پيشين ، ج 54 ، ص 218 .
( 4 ) . المنار ، پيشين ، ج 1 ، ص 22 .