تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
مقايسه با مجموع روايات ، بسيار اندك و انگشت شمار مىباشد ، از باب نمونه ، نگارنده يكايك روايات تفسيرى مستند به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را كه سيوطى در پايان كتاب « الإتقان » گرد آورده و با همهء تلاشش ، رقم آن به دويست و پنجاه روايت نمىرسد ، بررسى نمود و در ميان آن ، تنها در چند مورد اندك ديده شد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم براى تفسير و تبيين آيه‌اى ، عينا به آيهء ديگرى استناد و استشهاد نموده ، كه اين موارد در پايان همين بخش خواهد آمد . همچنين ، با مرورى كه بر دو تفسير « نور الثقلين » و « البرهان » كه از آنها به عنوان دو منبع جامع تفسير روايى شيعه ياد مىشود ، صورت گرفت ، باز هم اين نتيجه حاصل شد كه ، شمار مواردى كه يك معصوم عليه السّلام در تفسير و توضيح يك آيه به آيه‌اى ديگر استناد نموده اندك است . از سوى ديگر ، چنانچه سخن علّامهء طباطبائى رحمه اللّه را دراين‌باره مورد نظر قرار دهيم كه گفت : « شيوهء امامان عليهم السّلام در تفسير قرآن ، همان روش « تفسير قرآن به قرآن » بوده است » « و قد كانت طريقتهم فى التّعليم و التّفسير هذه الطّريقة » « 1 » يا آن‌كه در جاى ديگر گفت : « شمار زيادى از روايات تفسيرى معصومان عليهم السّلام از نوع استدلال به آيه‌اى براى تفسير آيه‌اى ديگر يا استدلال به معناى آيه‌اى براى تفسير معناى آيه‌اى ديگر است » . « 2 » از ملاحظهء دو مطلب ياد شده اين امر بدست مىآيد كه ، نبايد تفسير قرآن به قرآن را منحصر به استناد عينى به الفاظ و واژگان يك آيه براى توضيح و تفسير آيه‌اى ديگر دانست ، بلكه بايد گسترهء اين روش تفسيرى را فراتر از آن ديد و گونه‌هاى ديگرى براى آن جستجو كرد . ازاين‌رو ، شايسته است ، در بحثى كوتاه به اين نكته بپردازيم و سخن تنى چند از محقّقان و قرآن پژوهان را ، كه دربارهء گونه‌هاى تفسير قرآن به قرآن ياد كرده‌اند ، ببينيم ، پيداست كه شناخت انواع اين روش ، به مفسّر امكان خواهد داد تا با دست بازترى به سراغ
هامش
( 1 ) . الميزان فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 1 ، ص 12 . ( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 87 .