4 - 3 - تفسير قرآن به قرآن
رديابى پيشينهء تفسير قرآن به قرآن ، از رهگذر تاريخشناسى تفسيرهاى كهن و نمونهشناسى تفاسير معصومان عليهم السّلام اين حقيقت را آشكار مىسازد كه اين روش تفسيرى ، ريشه در آغازين روزهاى نزول وحى و پيدايش تفسير دارد و اساسا سنگ بنيادين آن به دست مبارك شخص پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و سپس امامان معصوم عليهم السّلام استوار گرديده ، به گونهاى كه نخستين نمودها و تجليّات تفسير و تبيين مفاهيم قرآن كه توسّط معصومان عليهم السّلام صورت گرفت ، در قالب روش تفسيرى « قرآن به قرآن » بوده است .
روش ياد شده ، افزون بر آنكه از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و اهل بيت گراميش مورد تأكيد قرار گرفته و شايستگان و قرآن دوستان را بدان ترغيب و تشويق نمودهاند ، بارها توسّط ايشان به اجرا درآمده ، به گونهاى كه هم اكنون نمونههايى از آن را در ميراث تفسيرشان شاهد هستيم . دراينباره از پيامبر بزرگوار اسلام نقل شده است كه :
« انّ القرآن ليصدّق بعضه بعضا » « 1 »
« همانا قرآن ، برخى ( از آياتش ) برخى ديگر را تصديق ( و تأييد ) مىكند » .
و از يار و همراه هميشگى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و قرآن ، يعنى امير مؤمنان على عليه السّلام نيز نقل است كه فرمود : « . . . كتاب اللّه ، تبصرون به و تنطقون به و تسمعون به و ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض . . . » « 2 »
« قرآن ، كتاب خداوند است كه با آن مىبينيد [ حقايق را ] و به كمك آن سخن [ حق ] مىگوييد و مىشنويد و بعضى از آيات آن بعضى ديگر را توضيح مىدهد و بعضى از آن [ به تفسير و تأويل ] بعضى ديگر گواهى مىدهد » . « 3 »
همچنين ، مفسّر بزرگ ، علّامهء طباطبائى رحمه اللّه ، كه تفسيرش به عنوان نمونهاى روشن از تفسير قرآن به قرآن شناخته شده است ، بر اين باور است كه اساس و بنيان تفسير
هامش
( 1 ) . متّقى بن حسام الدّين الهندى ، كنز العمّال ، پيشين ، ج 1 ، ص 619 ، حديث شمارهء 286 .
( 2 ) . دكتر صبحى الصالح ، نهج البلاغه ، قم ، دار الهجرة ، ص 192 ، خطبهء 133 .
( 3 ) . اقتباس از ، محمّد تقى جعفرى ، رحمه اللّه ، ترجمه و تفسير نهج البلاغه ، ج 23 ، چاپ سوّم ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، 1376 ش ، ص 250 .