تفسيرىشان مىداند ، ازاينرو ، پس از ستايش احترامآميز خود نسبت به اهل بيت عليهم السّلام و بيان پيوند تنگاتنگ آنان با قرآن ، در چگونگى بهرهگيرى از سخنان تفسيرى آنان مىنويسد :
« و لقد كنت على حداثة سنّى أسمع تفسير القرآن من مشايخى سماعا مجرّدا . . . ثمّ أطلعتنى مطالعات كلمات شريفة عن أهل البيت و أوليائهم - رضى اللّه عنهم - على اسرار دفينة و اصول متينة فى علم القرآن . . . » « 1 »
« در نوجوانى ، تفسير قرآن را تنها به شكل شنيدارى از استادانم فرا مىگرفتم ، . . . سپس مطالعات و بررسىهايى كه در گفتههاى ارزشمند اهل بيت عليهم السّلام و اوليائشان داشتم ، مرا از رازهاى پنهان و پايههاى استوار در دانش قرآن آگاه ساخت . . . »
همچنين سخن شنيدنى ايشان را دربارهء پيوند عترت با قرآن در فصل نخست ديديم .
بدينسان ، بايد گفت كه به واقع ، مطالعه و درنگ در روايات تفسيرى معصومان عليهم السّلام ، پيشنياز لازم براى هر مفسّرى است و در صورت عدم پايبندى و اهتمام لازم به آن ، در روش فهم و برداشت به بيراهه خواهد رفت يا آنكه تفسيرش ژرفاى لازم را نخواهد داشت .
به ديگر سخن ، دقّت و مطالعه در تفسيرهاى معصومان عليهم السّلام و كنجكاوى در روشهاى گوناگون تفسير ، به همراه ارزيابى دقيق دهها نمونه از آن ، مفسّر را در استخراج درست و روشمند مفاهيم آيات توانمند ساخته و خطر گرفتار شدن وى در دام تأويلهاى ناروا و تفسير به رأى را به ميزان زيادى كاهش خواهد داد . چنان كه تفسيرپژوه گرانسنگ ، علّامهء طباطبائى رحمه اللّه مىنويسد :
« وظيفهء مفسّر اين است كه به احاديث پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و ائمّه اهل بيت عليهم السّلام كه در تفسير قرآن وارد شده مرور و غور كرده ، به روش ايشان آشنا شود ، پس از آن طبق دستورى كه از كتاب و سنّت استفاده شد به تفسير قرآن پردازد و از رواياتى كه در تفسير آيه وارد شده به آنچه موافق مضمون آيه است اخذ نمايد » « 2 »
در باور علّامه رحمه اللّه موقعيّت و شأن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و ديگر معصومان عليهم السّلام در ارتباط با قرآن ،
هامش
( 1 ) . عبد الكريم شهرستانى ، تفسير مفاتيح الأسرار و مصابيح الأبرار ، پيشين ، مقدّمه .
( 2 ) . محمّد حسين طباطبائى ، قرآن در اسلام ، پيشين ، ص 64 و 65 .