3 - 4 - شناسايى اسرائيليّات و زدودن آن از پيكرهء روايات تفسيرى :
آنگونه كه اشاره شد ، يكى ديگر از مشكلات و ناراستىها در تفاسير روايى ، مسالهء راهيابى مرموز و توطئهآميز گفتهها و افسانههاى يهود و نصارى به ساحت تفسير و روايات تفسيرى است كه از آن به « اسرائيليّات » « 1 » ياد مىشود . بنابر گفتهء دانشوران نامى شيعه و سنّى ، هم اكنون ، شمار قابل ملاحظهاى از اسرائيليّات در ميان تفاسير روايى جاى گرفته است .
ابن خلدون ( متوفاى 808 ق ) تاريخشناس برجستهء اهل سنّت ، پس از آنكه اسباب راهيابى اسرائيليّات به حوزهء تفسير و حديث را بازگو مىكند ، آنگاه دربارهء حجم اسرائيليّات راه يافته مىنويسد :
« امتلأت التّفاسير من المنقولات عنهم ( اهل الكتاب ) . . . و تساهل المفسّرون فى مثل ذلك و ملأوا كتب التّفسير بهذه المنقولات ، و أصلها كما قلنا عن اهل التوراة » « 2 »
« تفاسير ، سرشار از گفتههاى اهل كتاب شده است و دراينباره ، مفسّران سهلانگارى كرده و كتابهاى تفسيرى خود را از اين گفتهها ، كه ريشه در پيروان تورات دارد ، انباشته ساختهاند » .
سخن مفسّر بزرگ شيعه ، علّامهء طباطبائى رحمه اللّه ، را در اين زمينه ياد كرديم كه گفت : « نفوذ اسرائيليّات و احاديث ساختگى در ميان روايات ما ، حقيقتى انكارناپذير است » « 3 »
ابن كثير نيز ، كه از مفسّران برجستهء اهل سنّت است ، اين مساله را مورد اشاره قرار داده و مىنويسد : « اكثر تفاسير مأثور ، توسّط غير مسلمانان يهود و فارس يا اسلام آورندگان از
هامش
( 1 ) . گرچه ، آنگونه كه از ظاهر واژهء « اسرائيليّات » پيداست ، اين لفظ مىبايست اصطلاحى براى آن بخش از روايات ، كه صرفا گرايش يهودى دارد ، بوده باشد ، ولى از باب تغليب روايات يهود بر روايات غير يهود ( نصارى و . . . ) ، اين واژه بر مجموعهء احاديثى كه ريشهاى يهودى يا نصرانى و مشابه آن داشته باشد گفته مىشود ، رجوع كنيد به محمّد حسين ذهبى ، التفسير و المفسّرون ، ج 1 ، پيشين ، ص 168 ، و محمّد هادى معرفت ، التفسير و المفسرون ، ج 2 ، پيشين ، ص 80 .
( 2 ) . عبد الرّحمن ابن خلدون ، مقدّمهء تاريخ ، ج 1 ، چاپ دوّم ، بيروت ، دارالفكر ، سال 1408 ق ، ص 555 .
( 3 ) . الميزان ، پيشين ، ج 12 ، ص 112 .