امر در چند گفتار ياد شده به خوبى پيدا بود و در گفتههاى محقّقان ديگرى كه به دليل مراعات اختصار ، از آنان يادى نشد ، مانند ابوريّه ، « 1 » ذهبى ، « 2 » و استاد معرفت « 3 » نيز اين امر نمايان است . گرچه در باب اسباب و افراد و شخصيتّهايى كه در اين راهيابى مؤثّر بوده و نقش داشتهاند ، اندكى اختلاف سخن ديده مىشود .
شايان ذكر است ، با آنكه ابن كثير و ديگر نويسندگان ياد شده ، عمدهء روايات اسرائيلى را از نوع قصص و داستانها دانستند ، ولى بنابر گفتهء برخى ديگر ، روايات اسرائيلى راه يافته در تفاسير روايى ، محور و موضوع واحدى ندارد ، چنانكه شمس الدّين ذهبى گفته است كه اين روايات در زمينههاى گوناگون اعتقادات ، احكام ، پندها و رويدادهاى تاريخى مىباشد . « 4 » وى كه براى روايات اسرائيلى ، اقسام مختلفى را از نگاههاى سهگانهء سند ، محتوى و مطابقت يا مخالفت با شرع اسلام ، بيان كرده است ، با نگاهى به محتوا و موضوع اين روايات ، آنها را به اقسام ياد شده يعنى ، اعتقادات ، احكام ، پندها ، و رويدادهاى تاريخى ، تقسيم نموده است .
با اين حال ، آنگونه كه ذهبى ، خود نيز اشاره كرده است ، اقسام فوق قابل تداخل مىباشد به عنوان مثال ، آن دسته رواياتى كه مربوط به قصص و داستانها مىباشد مىتواند از نظر موضوع و محتوا ، با امور اعتقادى مانند عصمت پيامبران يا فرشتگان در ارتباط باشد يا در آن پند و اندرزى نهفته باشد و يا آنكه مربوط به موضوع فقهى و عملى باشد .
در هر صورت ، آنچه اهميّت توجّه به اسرائيليّات را آشكارتر مىسازد اين نكته است كه تنوّع و گونهگونى روايات راه يافتهء يهود و نصارى ، به حوزهء تفسير و روايات تفسيرى ، احتياط و هوشيارى بيشترى را در مراجعه به تفسير مأثور ، مىطلبد تا مفسّر در بهرهگيرى از
هامش
( 1 ) . محمود ابوريّه ، أضواء على السّنة المحمّديّه ، چاپ پنجم ، بيروت ، منشورات اعلمى ، ص 144 ، بىتا .
( 2 ) . محمّد حسين ذهبى ، التفسير و المفسّرون ، پيشين ، ج 1 ، ص 168 .
( 3 ) . محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسّرون ، پيشين ، ج 2 ، ص 81 تا 87 .
( 4 ) . شمس الدين ذهبى ، الإسرائيليّات و الموضوعات ، ص 47 ، به نقل از ، محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسّرون ، ج 2 ، پيشين ، ص 33 .