اين روايات ، پس از ارزيابى دقيق و روشمند و اطمينان از محتوا و متن روايت ، به اين امر مبادرت ورزد .
راهكار عملى شناسايى اسرائيليّات
چنانكه در آغاز اين فصل اشاره شد ، ارزيابى سندى در روايات تفسيرى ، كارايى لازم براى شناخت اسرائيليّات را ندارد ، زيرا اوّلا ، بخش زيادى از اين روايات فاقد سند ، يا داراى سند ضعيف مىباشد ، و در اين حالت ، با بكارگيرى اين روش ، شمار قابل ملاحظهاى از آن پذيرفته نخواهد شد . ثانيا ، گاه ديده شده است كه در همان موارد اندك ، كه روايتى داراى سند معتبر بوده است با اين حال ، از نظر محتوا و متن ، با اصول مسلّم اعتقادى و عقلى يا شرعى ، سازگار نبوده است ، و چنانكه ملاك ارزيابى ، منحصر به بررسى و نقد سندى مىبود . اينگونه روايات مىبايست پذيرفته شود . در حالى كه چنين نمىباشد . نمونههايى از اين موارد را در بخش پايانى اين گفتار خواهيم ديد .
بنابراين ، اين نتيجه حاصل شد كه بهترين ، كارآمدترين و مطمئنترين روش براى ارزيابى روايات تفسيرى و زدودن ناراستىهايى چون اسرائيليّات از دامان آن ، همان روش ارزيابى محتوايى و سنجش مفاد روايت با مبانى مسلّم عقلى و نقلى است ، كه در روايات از آن به « عرضهء حديث بر قرآن و سنّت قطعى » ياد شده است . نمونههايى از اين روش در ميان روايات تفسيرى امامان عليهم السّلام ديده مىشود كه آنان در سايهء تمسّك به آياتى از قرآن ، نادرست بودن برخى گفتهها و نقلها در مورد پارهاى از آيات ديگر را گوشزد نمودهاند . از باب مثال ، در بسيارى از تفاسير روايى اهل تسنّن و شمارى از تفاسير روايى شيعه ، ذيل اين جمله در يكى از آيات قرآن
. . . وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ
« 1 » روايات هاروت و ماروت و چگونگى نزول آن دو به زمين و ماجراى پس از هبوطشان ، نقل شده است . چكيدهء معنايى اين مجموعه روايات به اين شرح است :
« پس از آنكه انسان ، به عنوان جانشين و نمايندهء خداوند بر زمين منصوب شد ، ملائكه كه نافرمانىها و كفر ورزى او را ديدند ، به گونهاى اعتراضآميز خطاب به
هامش
( 1 ) . بقره : 2 / 102 .