اهل كتاب ، به راويان منتقل شده ، برخى گفتهاند : همهء اين روايات دربارهء داستانهاى پيامبران با اقوامشان ، معجزات آنان ، امور مربوط به كتابهاى آسمانى و ماجراهاى تاريخى مانند ، داستان اصحاب كهف ، شهر ( ارم ذات العماد ) و نظاير آن مىباشد و اينها ، خرافات و بهتانهايى است كه روايات ، و از جمله برخى از صحابه و ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نيز آنان را تصديق و باور نمودهاند ، از همين روست كه احمد بن حنبل مىگويد :
سه چيز فاقد اصل و اساس است :
1 - روايات تفسيرى .
2 - روايات ملاحم و حماسهها .
3 - روايات مربوط به جنگها . « 1 »
يكى از حديثپژوهان دربارهء تأثير روايات اسرائيلى در بىاعتبار نمودن ساير روايات تفسيرى مىنويسد :
« افسانههاى خيالى و داستانهاى ساختگى ، به حدّى در تفسير مأثور نفوذ كرده است كه وقتى كسى به اين تفاسير مىنگرد ، شايد هيچيك از آن را نپذيرد ، زيرا اين باور برايش به وجود مىآيد كه همهء تفاسير مأثور از منشأ واحدى ، كه همان اهل كتاب باشد ، دريافت شده ، و حقيقت آن است كه كسانى كه به زياده روى در نقل اسرائيليّات مبادرت نمودند ، خار بزرگى را بر سر راه تفسير پژوهان ايجاد كردند و بسيارى از روايات تفسيرى صحيح را نيز با روايات ساختگى در آميختند . » « 2 »
به هر حال ، اصل راهيابى اسرائيليّات به حوزهء تفسير مأثور ، مورد قبول آن دسته از حديث پژوهان و مفسّرانى است كه به تحقيق و بررسى دراينباره پرداختهاند . چنانكه اين
هامش
( 1 ) . الحافظ ابن كثير ، تفسير القرآن العظيم ، به نقل از ، دكتر غازى عنايت ، هدى الفرقان فى علوم القرآن ، ج 2 ، جزء 3 ، چاپ نخست ، بيروت ، عالم الكتب للطباعة و النشر ، 1416 ق ، ص 60 ، نگارنده به تفسير ابن كثير مراجعه كرد ولى به دليل آنكه ناقل سخن ابن كثير ، نشانى دقيق آن را نداده بود ، بدان دست نيافت .
( 2 ) . خالد بن عبد الرّحمن العكّ ، اصول التفسير و قواعده ، چاپ دوّم ، بيروت ، دار النفائس ، 1406 ق ، ص 261 .