دامنگير ميراث روايى اسلام شده و اين امر ، به دليل ريشهدار بودن آن ، اعتبار بسيارى از روايات را با مشكل روبرو مىسازد . بررسى ماجراى وضع حديث ، تاريخشناسى ، ريشه يا بى و نمونهشناسى احاديث ساختگى از جمله مباحث مربوط به حديثپژوهى در نگاه عام آن است كه همهء روايات را با گرايشهاى گوناگون تفسيرى و غير تفسيرى در بر مىگيرد .
يكى از بحثهايى كه حديث پژوهان ، در باب بررسى احاديث ساختگى به ميان مىكشند ، مسالهء ريشهيابى علل و عوامل وضع و جعل است . از باب مثال ، محقّقانى چون ابن جوزى ( متوفاى 597 ) « 1 » بيش از ده مورد را به عنوان عوامل و اسباب وضع ، كه به نوعى در ساختن حديث مؤثّر بوده مىشمارد . محمّد عجّاج الخطيب « 2 » حديثپژوه ديگرى است كه دربارهء اسباب دروغپردازى در حوزهء حديث بحث نموده است .
دراينباره ، نسبت به روايات شيعه بايد گفت كه ، بىگمان يكى از اسباب وضع و جعل همان انديشهء غلوّ و بزرگنمايى افراطگونهء امامان معصوم عليهم السّلام است ، چنانكه از امام هشتم عليه السّلام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام روايت است كه به حسين بن خالد ، راوى حديث ، فرمود : « يابن خالد ، انّما وضع الأخبار عنّا الغلاة . . . » « 3 » « اى پسر خالد ! همانا غاليان روايات را وضع كرده و به ما نسبت مىدهند » .
سوگمندانه بايد گفت ، از آنجا كه محور و موضوع مشترك ميان مبانى اعتقادى شيعهء راستين با انديشه و پنداشتهاى غاليان ، اهل بيت عليهم السّلام و نوع نگرش دربارهء آنان بوده است ، اين اشتراك و يگانگى موضوع ، زمينهاى شده است تا نفوذ برخى از سخنان غلوّآميز غاليان به جوامع حديثى شيعه ، آسانتر صورت پذيرد به گونهاى كه اكنون ، ردّ پاى انديشهء ياد شده را در ميان رواياتمان مىبينيم . اين امر در زمينهء روايات تفسيرى ، به دليل تلاش فراوان آنها براى ايجاد هر گونه هماهنگى و تناسب ميان مفاهيم آيات با امامان عليهم السّلام نمود
هامش
( 1 ) . ابن جوزى ، الموضوعات ، ج 1 ، چاپ نخست ، بيروت ، دار الكتب العلميّه ، سال 1415 ق ، از ص 14 تا ص 22 .
( 2 ) . محمد عجاج الخطيب ، السنّة قبل التدوين ، چاپ دوّم ، قاهره ، دار الفكر ، سال 1391 ق ، ص 194 .
( 3 ) . محمد باقر مجلسى رحمه اللّه ، بحار الانوار ، پيشين ، ج 25 ، ص 266 .