غلوّآميز ، يا حدّاقل ، وجود رواياتى را كه مشكوك به غلوّ مىباشد ، در جوامع حديثى و تفاسير روايى شيعه نمىتوان ناديده گرفت ، و اين امر نيز دستاويز ديگرى براى امثال ذهبى قرار گرفته تا شيعه را به نگرش تقديسآميز دربارهء امامانشان متّهم كند و بگويد « آنان ، قرآن را در جهت خواسته و باور خود و با نگاه تقديسآميز به امامانشان تفسير و تأويل مىبرند . » « 1 »
اكنون ، به يك نمونه از روايات تفسيرى كه حدّاقل مىتواند اتّهام غلوّ را به همراه داشته باشد . بنگريد :
در تفسير عيّاشى ، ذيل آيهء شريفهء :
وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ
« 2 » به روايت ابى بصير از امام صادق عليه السّلام چنين آمده است كه : « السّماء فى هذا الموضع امير المؤمنين عليه السّلام و الطّارق يطرق الأئمّه عليهم السّلام من عند ربّهم ممّا يحدث بالّليل و النهار و هو الرّوح الذى مع الأئمّه عليهم السّلام يسدّدهم . . . » « 3 »
« در اين مورد ، مراد از آسمان ، امير مومنان عليه السّلام است و طارق ، همان روح همراه با امامان عليهم السّلام است كه آنان را ( از خطا ) نگه مىدارد و اين روح از سوى خداوند بر آنان فرود مىآيد و شب و روز را حادث مىكند . » .
اين روايت ، به ويژه از آن جهت قابل بررسى است و از آن بوى غلوّ برمىآيد كه با افسانهء « على در ميان ابرهاست » بىتناسب نمىباشد . ابى الحسن اشعرى ( متوفاى 324 ه ) پيشواى سرشناس اشاعره ، در مقام معرّفى گروههاى غاليان مىنويسد : « و منهم من يسلّم على السّحاب و يقول اذا مرّت سحابة به ، انّ عليّا - رضوان اللّه عليه - فيها » « 4 »
« برخى گروههاى غاليان ، بر ابرها سلام مىكنند ، زيرا ، آنان بر اين باورند كه ، هنگامى كه تودهء ابرى عبور مىكند ، على عليه السّلام در ميان آن است »
هامش
( 1 ) . محمّد حسين ذهبى ، التفسير و المفسّرون ، پيشين ، ج 3 ، ص 91 .
( 2 ) . طارق ، 2 .
( 3 ) . العيّاشى ، تفسير ، ج 2 ، چاپ نخست ، تصيحيح و تعليق ، رسولى محلّاتى ، بيروت ، مؤسسهء الأعلمى ، 1411 ق .
( 4 ) . ابو الحسن اشعرى ، مقالات الاسلاميّين ، و اختلاف المصلّين ، تصحيح : هلموت ريتر ، چاپ سوم ، آلمان ، النشرات الاسلامية ، وابسته به جمعيّت مستشرقان مقيم آلمان ، سال 1977 م ، ص 16 .