همچنين ، موضع منفى شديد و آشكار امامان معصوم عليهم السّلام و پيروان آنان در برابر انديشهء غلوّ و صاحبان آن انديشه ، بر كسى پنهان نبوده و نيست . چنانكه ، وجود گرامى امير مؤمنان عليه السّلام در مقام بيزارى جستن از آنان ، خدايش را گواه مىگيرد و مىگويد : « الّلهمّ انّى برىء من الغلاة كبراءه عيسى بن مريم من النّصارى ، الّلهم اخذلهم ابدا و لا تنصر منهم احدا » « 1 »
« پروردگارا ! آنگونه كه فرستادهات عيسى بن مريم از نصارى ( به دليل غلوّشان ) بيزارى جست من نيز از غاليان دورى مىجويم ، پروردگارا ، براى هميشه ، خذلان را در حقّ آنان روا دار و به هيچيك از آنان يارى نرسان »
و نيز از امام صادق عليه السّلام نقل است كه در مقام هشدار دادن به پيروانشان بخاطر خطر رويكرد انديشهء غلوّ به جوانانشان ، مىفرمايد : « إحذروا على شبابكم الغلاة لا يفسدوا هم ، فإنّ الغلاة شرّ خلق اللّه . . . » « 2 »
« از خطر غاليان بر جوانتان آگاه باشيد تا آنان جوانانتان را تباه نسازند ، زيرا غاليان بدترين مخلوقاتند » .
با اين حال ، به رغم چنين موضع روشنى از امامان عليهم السّلام در برابر جريان غلوّ ، و با وجود آن كه حتّى به گفتهء برخى از عالمان و دانشمندان مسلمان غير شيعه ، مانند عبد القهار بغدادى ، نبايد غاليان ، در انواع گوناگونشان ، جزء فرقههاى اسلامى به حساب آيند . و با وجود همهء رويارويىهاى مسلمانان راستين و شيعه ، با جرياناتى از اين قبيل ، نمىتوان تأثيرگذارى منفى و نفوذ پنهان و آشكار گوشهاى از گفتهها و انديشههاى ناپاك آنان را به حوزهء فرهنگ اسلام ، به ويژه حديث ، انكار نمود . چه اين كه ، وجود نمونههايى از روايات
هامش
( 1 ) . پيشين ، ص 266 .
( 2 ) . عبد القاهر البغدادى ، الفرق بين الفرق ، چاپ دوّم ، بيروت ، دار الآفاق الجديدة ، 19978 م ، وى در باب چهارم كتابش عنوانى را گشوده است با نام « فى بيان الفرق الّتى انتسبت الى الإسلام و ليست منه » ، ( فرقههايى كه به اسلام نسبت داده شده حال آنكه نبايد آنها را فرقهء اسلامى شمرد ) و در اين بخش به بررسى و شرح حال شاخههاى مختلف غاليان پرداخته ، از اينجا روشن مىشود كه از نظر وى نبايد غاليان را در زمرهء مسلمانان قرار داد .